💫
اینجا دلم برای تو هِی شور میزند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچوقت
اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
من باورم نمیشود، اخبار هیچوقت...
#نجمه_زارع
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
اینجا دلم برای تو هِی شور میزند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچوقت
اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
من باورم نمیشود، اخبار هیچوقت...
#نجمه_زارع
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
🌙
من و این درد و شب وفکر تو تنهایی
کاش از پیله خود پر بکشی باز آیی
#محمد_ابوالقاسمی
#شب_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
من و این درد و شب وفکر تو تنهایی
کاش از پیله خود پر بکشی باز آیی
#محمد_ابوالقاسمی
#شب_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
#تفال_حضرت_حافظ
#پنجشنبه ۱۴۰۰/۸/۱۳
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق شود طالع
بود که پرتو نوری به بام ما افتد
به بارگاه تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاق مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبش شد خیال میبستم
که قطرهای ز زلالش به کام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کز این شکار فراوان به دام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
تقاضای خویش را بلند بگو تا شاید کسی حرف هایت را بشنود و یا اینکه شکار به دام تو بیافتد یعنی ایکه به مقصد برسی. این فال را هم به این امید باز کرده ای که دولت و شام نصیبت شود. پس آن روز بسیار نزدیک است و تو به بلندترین جای خوشبختی و مقام دست پیدا می کنی.
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
#تفال_حضرت_حافظ
#پنجشنبه ۱۴۰۰/۸/۱۳
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق شود طالع
بود که پرتو نوری به بام ما افتد
به بارگاه تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاق مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبش شد خیال میبستم
که قطرهای ز زلالش به کام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کز این شکار فراوان به دام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
تقاضای خویش را بلند بگو تا شاید کسی حرف هایت را بشنود و یا اینکه شکار به دام تو بیافتد یعنی ایکه به مقصد برسی. این فال را هم به این امید باز کرده ای که دولت و شام نصیبت شود. پس آن روز بسیار نزدیک است و تو به بلندترین جای خوشبختی و مقام دست پیدا می کنی.
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
☀️
صبح ما خیراست ای یاران ز پیغام شما
جان ما مستاست دائم از می جام شما
#اقبال_لاهوری
#صبح_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
صبح ما خیراست ای یاران ز پیغام شما
جان ما مستاست دائم از می جام شما
#اقبال_لاهوری
#صبح_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
⚡️
در گلویم گیر کرده زخم یک بغـض غریب
فرصتی از اشک میجویم که رسوایش کنم
#مهدى_اخوان_ثالث
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
در گلویم گیر کرده زخم یک بغـض غریب
فرصتی از اشک میجویم که رسوایش کنم
#مهدى_اخوان_ثالث
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
⚡️
یک روز دو دلباخته بودیم من و تو!
اکنون تو ز من دلزدهای، من ز تو دلتنگ
#فاضل_نظری
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
یک روز دو دلباخته بودیم من و تو!
اکنون تو ز من دلزدهای، من ز تو دلتنگ
#فاضل_نظری
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
🌙
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد
#مولوی
#شب_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد
#مولوی
#شب_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
#تفأل_حضرت_حافظ
#آدینه ۱۴۰۰/۸/۱۴
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
در نعل سمند او شکل مه نو پیدا
وز قد بلند او بالای صنوبر پست
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید
ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست
بازآی که بازآید عمر شده حافظ
هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست
#حافـــظ
#تعـــبیر
از خواب غفلت بیدار شو. دوباره شروع کن و ناامید نباش. دلت را با یاد خدا جلا بده تا شیطان از تو دور شود. کاری را می خواهی انجام بدهی که نتیجه ی بسیار خوبی دارد. لطف دیگران شامل حالت می شود و ابرهای تیره را از آسمان دلت کنار میزند.
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
#تفأل_حضرت_حافظ
#آدینه ۱۴۰۰/۸/۱۴
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
در نعل سمند او شکل مه نو پیدا
وز قد بلند او بالای صنوبر پست
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید
ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست
بازآی که بازآید عمر شده حافظ
هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست
#حافـــظ
#تعـــبیر
از خواب غفلت بیدار شو. دوباره شروع کن و ناامید نباش. دلت را با یاد خدا جلا بده تا شیطان از تو دور شود. کاری را می خواهی انجام بدهی که نتیجه ی بسیار خوبی دارد. لطف دیگران شامل حالت می شود و ابرهای تیره را از آسمان دلت کنار میزند.
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
☀️
صبح جمعه، فصل باران، گرمی آغوش تو
اینهمه با هم خدا را هم دگرگون میکند
#مهین_رضوان_فرد
#صبح_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
صبح جمعه، فصل باران، گرمی آغوش تو
اینهمه با هم خدا را هم دگرگون میکند
#مهین_رضوان_فرد
#صبح_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
💞🍂 @Sheresepid 🍂💞
#آدینه_با_مشیری
تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کرد
و اشک من تو را بدرود خواهد گفت.
نگاهت تلخ و افسرده ست.
دلت را خارخارِ ناامیدی سخت آزرده ست.
غمِ این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برده است!
تو با خون و عرق، این جنگلِ پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیان کن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک، دل بر کندن از جان است!
تو را با برگ برگِ این چمن پیوندِ پنهان است.
تو را این ابرِ ظلمت گسترِ بی رحمِ بی باران،
تو را این خشک سالی های پی در پی،
تو را از نیمه ره بر گشتن یاران،
تو را تزویر غمخواران،
ز پا افکند
تو را هنگامهء شوم شغالان،
بانگ بی تعطیل زاغان،
در ستوه آورد.
تو با پیشانیِ پاکِ نجیبِ خویش،
که از آن سویِ گندم زار،
طلوع با شکوهش خوش تر از صد تاج خورشید است؛
تو با آن گونه های سوخته از آفتابِ دشت،
تو با آن چهرهء افروخته از آتش غیرت،
ـ که در چشمان من والاتر از صد جامِ جمشید است،
تو با چشمانِ غم باری،
که روزی چشمه جوشان شادی بود
و اینک حسرت و افسوس،
بر آن
سایه افکنده ست خواهی رفت.
و اشکِ من تو را بدرورد خواهد گفت!
من اینجا ریشه در خاکم.
من اینجا عاشقِ این خاکِ اگر آلوده یا پاکم.
من اینجا تا نفس باقی ست می مانم.
من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم!
امیدِ روشنایی گر چه در این تیره گی ها نیست،
من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه می رانم.
من اینجا روزی آخر از دل این خاک،
با دستِ تهی
گل بر می افشانم.
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه،
چون خورشید.
سرود فتح می خوانم،
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت!
#فریدون_مشیری
💞🍂 @Sheresepid 🍂💞
#آدینه_با_مشیری
تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کوچ خواهی کرد
و اشک من تو را بدرود خواهد گفت.
نگاهت تلخ و افسرده ست.
دلت را خارخارِ ناامیدی سخت آزرده ست.
غمِ این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برده است!
تو با خون و عرق، این جنگلِ پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیان کن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک، دل بر کندن از جان است!
تو را با برگ برگِ این چمن پیوندِ پنهان است.
تو را این ابرِ ظلمت گسترِ بی رحمِ بی باران،
تو را این خشک سالی های پی در پی،
تو را از نیمه ره بر گشتن یاران،
تو را تزویر غمخواران،
ز پا افکند
تو را هنگامهء شوم شغالان،
بانگ بی تعطیل زاغان،
در ستوه آورد.
تو با پیشانیِ پاکِ نجیبِ خویش،
که از آن سویِ گندم زار،
طلوع با شکوهش خوش تر از صد تاج خورشید است؛
تو با آن گونه های سوخته از آفتابِ دشت،
تو با آن چهرهء افروخته از آتش غیرت،
ـ که در چشمان من والاتر از صد جامِ جمشید است،
تو با چشمانِ غم باری،
که روزی چشمه جوشان شادی بود
و اینک حسرت و افسوس،
بر آن
سایه افکنده ست خواهی رفت.
و اشکِ من تو را بدرورد خواهد گفت!
من اینجا ریشه در خاکم.
من اینجا عاشقِ این خاکِ اگر آلوده یا پاکم.
من اینجا تا نفس باقی ست می مانم.
من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم!
امیدِ روشنایی گر چه در این تیره گی ها نیست،
من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه می رانم.
من اینجا روزی آخر از دل این خاک،
با دستِ تهی
گل بر می افشانم.
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه،
چون خورشید.
سرود فتح می خوانم،
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت!
#فریدون_مشیری
💞🍂 @Sheresepid 🍂💞
⚡️
عادت مردم اين شهر فقط غم زدگيست
جمعه هم روز قشنگیست اگر بگذارند
#زهرا_جعفرى_جلوه
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
عادت مردم اين شهر فقط غم زدگيست
جمعه هم روز قشنگیست اگر بگذارند
#زهرا_جعفرى_جلوه
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
⚡️
همیشه می خواندم
و لاله های دو گوشت را
به سحربارترین نغمه گرم می کردم
و سنگ سخت دلت را
به شعله سخن گرم نرم می کردم
مرا به گوشه چشمان خود محبت کن
به بزم گرم دلاویز میگساران بر
مرا
به باغهای سخاوت
به بوسا زاران بر
مرا چو چلچله دعوت
به چهچه خود کن
به چشمه ساران بر
مرا
به تاب تحمل فرا بخوان به صبوری
از لوح خاطره ام خاطرات تلخ بشوی
از این تکدر دیرینه ام رهایی بخش
مرا به خلوت خاص خود آشنایی بخش
#حمید_مصدق
💞🍂 @Sheresepid 🍂💞
همیشه می خواندم
و لاله های دو گوشت را
به سحربارترین نغمه گرم می کردم
و سنگ سخت دلت را
به شعله سخن گرم نرم می کردم
مرا به گوشه چشمان خود محبت کن
به بزم گرم دلاویز میگساران بر
مرا
به باغهای سخاوت
به بوسا زاران بر
مرا چو چلچله دعوت
به چهچه خود کن
به چشمه ساران بر
مرا
به تاب تحمل فرا بخوان به صبوری
از لوح خاطره ام خاطرات تلخ بشوی
از این تکدر دیرینه ام رهایی بخش
مرا به خلوت خاص خود آشنایی بخش
#حمید_مصدق
💞🍂 @Sheresepid 🍂💞
🌙
شبها چه سخت می گذرد بی نگاهِ عشق!
بعد از تو آسمان شبم بی فروغ شد..
#نرگس_صرافیان_طوفان
#شب_خوش
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
شبها چه سخت می گذرد بی نگاهِ عشق!
بعد از تو آسمان شبم بی فروغ شد..
#نرگس_صرافیان_طوفان
#شب_خوش
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
✨
کم بکن ناز و ببین سر در گریبان ماندهام
عشوه بیش ازحد عزیزم بیوفایی میشود
#مهران_محتشم
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
کم بکن ناز و ببین سر در گریبان ماندهام
عشوه بیش ازحد عزیزم بیوفایی میشود
#مهران_محتشم
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
#تفال_حضرت_حافظ
#دوشنبه ۱۴۰۰/۸/۱۷
روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد
فتح آن در نظر رحمت درویشان است
قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت
منظری از چمن نزهت درویشان است
آن چه زر میشود از پرتو آن قلب سیاه
کیمیاییست که در صحبت درویشان است
آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید
کبریاییست که در حشمت درویشان است
دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال
بی تکلف بشنو دولت درویشان است
خسروان قبله حاجات جهانند ولی
سببش بندگی حضرت درویشان است
روی مقصود که شاهان به دعا میطلبند
مظهرش آینه طلعت درویشان است
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را
سر و زر در کنف همت درویشان است
گنج قارون که فرو میشود از قهر هنوز
خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است
من غلام نظر آصف عهدم کو را
صورت خواجگی و سیرت درویشان است
حافظ ار آب حیات ازلی میخواهی
منبعش خاک در خلوت درویشان است
#حافـــــظ
#تعــــبـیر
فریب مال و منال دنیا را نخور و در پی آرزوهای دور و دراز نباش. با قناعت و سادگی زندگی کردن بهتر از زندگی ای است که هر روزش پر از سختی و غم است. تکبر و غرور را رها کن و با ایمان باش.
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
#تفال_حضرت_حافظ
#دوشنبه ۱۴۰۰/۸/۱۷
روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد
فتح آن در نظر رحمت درویشان است
قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت
منظری از چمن نزهت درویشان است
آن چه زر میشود از پرتو آن قلب سیاه
کیمیاییست که در صحبت درویشان است
آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید
کبریاییست که در حشمت درویشان است
دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال
بی تکلف بشنو دولت درویشان است
خسروان قبله حاجات جهانند ولی
سببش بندگی حضرت درویشان است
روی مقصود که شاهان به دعا میطلبند
مظهرش آینه طلعت درویشان است
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را
سر و زر در کنف همت درویشان است
گنج قارون که فرو میشود از قهر هنوز
خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است
من غلام نظر آصف عهدم کو را
صورت خواجگی و سیرت درویشان است
حافظ ار آب حیات ازلی میخواهی
منبعش خاک در خلوت درویشان است
#حافـــــظ
#تعــــبـیر
فریب مال و منال دنیا را نخور و در پی آرزوهای دور و دراز نباش. با قناعت و سادگی زندگی کردن بهتر از زندگی ای است که هر روزش پر از سختی و غم است. تکبر و غرور را رها کن و با ایمان باش.
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
☀️
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
بر خوردن از درخت امید وصال دوست
بختم نخفته بود که از خواب بامداد
برخاستم به طالع فرخنده فال دوست
از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت
یا خانه جای رخت بود یا مجال دوست
#سعدی
#صبح_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
بر خوردن از درخت امید وصال دوست
بختم نخفته بود که از خواب بامداد
برخاستم به طالع فرخنده فال دوست
از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت
یا خانه جای رخت بود یا مجال دوست
#سعدی
#صبح_بخیر
💞🍂 @takbeytenab 🍂💞