Telegram Web Link
✍️صدیق قطبی 

🖊 دین به زندگی معنا می‌بخشد؟



«اگر خداباوری صحت داشته باشد و موجودی متعالی، خیرخواه و حاکم بر جهان وجود داشته باشد، هشت مدعای زیر صادق خواهند بود:

📍۱_ ما تبیین قانع‌کننده‌ای از منشأ و قوام جهان داریم. ما فرآورده‌ی تصادف و ضرورت یا نتیجه‌ی یک انفجار عظیم فاقد هویت انسان‌وار نیستیم، بلکه نتیجه‌ی کار یک موجود آسمانی هستیم که مراقب ماست. همان طوری که ویلیام جیمز می‌گوید که اگر دین صحت داشته باشد «عالم برای ما دیگر یک آن (it) نخواهد بود، بلکه یک تو (Thou) خواهد بود... و هر گونه ارتباط ممکن میان دو شخص، میان انسان و عالَم هم ممکن خواهد بود...». ما با آگاهی از این امر که جهان محسوس بخشی از یک جهان روحانی‌تر است که معنای خود را از آن می‌گیرد، علی رغم وجود شرّ در عالم، ارتباط سازگارانه‌ی ذاتی‌ای میان جهان و واقعیت متعالی وجود دارد، می‌توانیم آرامش یابیم.

📍۲_ خیر بر شرّ غلبه خواهد کرد- ما در مبارزه با بدی‌ها تنها نیستیم، بلکه خدا در این نبردگاه جانب ما را گرفته است. پس من و تو نبرد بیهوده نمی‌کنیم- ما سرانجام پیروز خواهیم شد. این اندیشه‌ی پیروزی نهاییِ خوبی بر بدی به ما قوّت قلب خواهد داد تا به جنگ بر ضدّ هرگونه بی‌عدالتی و ظلم و جور ادامه دهیم و این در حالی است که غیر متدیّنان محاسبه می‌کنند که نیروهای شرّ در برابر خیر، آن قدر زیادند که جنگ با آنها بیهوده است.

📍۳_ خدا ما را دوست دارد و دل نگران ماست- عشق او ما را به پیش می‌راند و لذا ما برای انجام کارهای نیک اخلاقی، از جمله ایثارهای بزرگ، انگیزه‌ی قوی‌تری داریم. ما زندگی عمیقاً اخلاقی خواهیم داشت تا سپاس عمیق خود را به موجودی که ما را دوست دارد و ما نیز او را دوست داریم، عرضه کرده باشیم. سکولاریسم فاقد این احساس عشق جهانی است و بنابراین، تصادفی نیست که نتوانسته است قدّیسانی اخلاقی چون عیسی، قدیس فرانسیس، گاندی، مارتین لوترکینگ و مادر ترزا بپرورد. شما حاجت‌مند عشق ویژه‌ای هستید تا بتوانید دست از جهانی پر از اسباب فراغت بردارید و به یک جزیره‌ی دور افتاده بروید و به جذامیان خدمت کنید؛ کاری که پدر دامین کرد.

📍۴_ ما پاسخی داریم به این سؤال که چرا اخلاقی باشیم- پیداست که اخلاقی بودن به سود شماست. اخلاق سکولار در پاسخ به این سؤال که چرا وقتی که اخلاقی بودن به سود تو نیست، و می‌توانی با عملی خودخواهانه زندگی را به نحو سودآوری به پیش بری، باید اخلاقی باشی، با مشکلی جدّی روبه‌رو است. اما چنین مشکلی در اخلاق دینی پدید نمی‌آید، زیرا شرّ واقعاً برای شما بد است و خیر واقعاً برای شما خوب است.

📍۵_ عدالت عالَم‌گیر بر جهان حاکم است. ترازو دقیق کار می‌کند و بنابراین، به هر کس چیزی داده می‌شود که مطابق شایستگی اخلاقی‌اش، استحقاق آن را دارد. خوش‌شانسی اخلاقی وجود ندارد (مگر آنکه لطف الهی را که سرانجام غلبه خواهد کرد نوعی «خوش‌شانسی» تعبیر کنیم)، بلکه در مورد هر کس بر این اساس داوری می‌شود که چگونه از توانایی‌هایش استفاده کرده است(انجیل متی، باب ۲۵)

📍۶_ همه‌‌ی انسان‌ها ارزشی برابر دارند. از آن جا که همه‌ی ما به صورت خدا آفریده شده‌ایم و فرزندان اوییم، پس همه با هم خواهر و برادریم. ما یک خانواده هستیم و باید از روی خیرخواهی با یکدیگر رفتار کنیم، گویی که اعضای یک خانواده‌‌ی دارای ارزشی برابریم. البته نظام‌های اخلاقی و سیاسی سکولار جدید غالباً این ارزش برابر افراد را می‌پذیرند، اما توجیهی برای آن ندارند. آری، اگر خدا پدر ما نباشد، چه معنایی دارد که بگوییم همه‌ی اشخاص ذاتاً ارزشی برابر دارند. حق با ارسطو و نیچه است که از دیدگاه مصلحت‌اندیشانه و فایده‌جویانه، نابرابری‌های بی‌شماری در عالم وجود دارد، و چرا نباید اشخاص برتر از طبقات فروتر به سود خود استفاده کنند؟ از این حیث، به نظر می‌رسد که سکولاریسم در ردّ مشرب عدم تساوی‌طلبی از سودِ یک سرمایه‌ی دینی تغذیه می‌کند که دست از آن کشیده است.

📍۷_  لطف و غفران الهی- پایانی خوش برای همه. شاهنامه آخرش خوش است(کمدی الهی). گناه اخلاقی‌ای که احساس می‌کنیم، حتی به دلیل شنیع‌ترین اعمال ما می‌تواند پاک شود و خدا می‌تواند ما را نجات دهد و مجال جدیدی در زندگی ما پدید آورد. این آزادی حقیقی اخلاقی است.


📍 ۸_ زندگی پس از مرگ وجود دارد. مرگ پایان همه چیز نیست، بلکه ما به زندگی ادامه خواهیم داد و در جهانی بهتر یکدیگر را باز خواهیم شناخت. ارواح ما جاودانه خواهند بود و مقدّر است که زندگی والاتری از زندگی این دنیا داشته باشیم.»

🔸از مقاله‌‌ی "دین به زندگی معنا می‌بخشد"، نوشته‌ی لوییس هاپ واکر، ترجمه اعظم پویا، نشریافته در کتابِ "معنای زندگی(مجموعه مقالات)"، نشر ادیان، چاپ دوم، ۱۳۹۰


.
🌲 @rasepardeh
🔸


عمر به نادانی به آخر مرسان...
بیاموز و بیاموزان.




#رسائل
#خواجه_عبدالله_انصاری


@rasepardeh
حاجی ڕەحماناغا موهتەدی
کەسایەتییەکی جیاواز


لێکۆڵینەوە و کۆکردنەوەی: ناسر عەلی‌یار








شیاوی خوێندنەوەیە

@kiwmars
نیشتمان شەرتە کە تۆزی ڕێت بە ئەم دونیا نەدەم
شەرتە تا ماوم لە شەرتی گیانفیداییت لانەدەم

#ئەحمەد_موفتی‌زادە



@rasepardeh
🔸
⭕️ تلاوت غافلان

بدان که هرکه قرآن بیاموخت، درجه‌ی وی بزرگ است؛ باید که حُرمتِ قرآن نگاه دارد، و خود را از کارهای ناشایست صیانت کند، و در همه احوال خویشتن را به ادب دارد؛ و اگر نه، بيم آن باشد که قرآن خصم وی شود.
و رسول(ص) گفت: «بیشتر منافقان امّت من قرآن‌خوانان باشند.»
و ابوسلیمان دارانی گفت: «زبانیه (فریشتگان دوزخ) در قرآن‌خوانانِ مُفسِد زودتر آویزد که در بت‌پرستان.»
و در تورات است که حق‌تعالی می‌گوید: «ای بنده‌ی من، شرم نداری که اگر نامه‌ی برادری به تو رسد و تو در راه باشی. بایستی و یا یکسو شوی یا بنشینی و یک‌یک حرف برخوانی و تأمل بکنی (در معنی آن فکر و تأمل کنی) و این کتابِ من نامه‌ای است که به تو فرستاده‌ام تا تأمل کنی و بدان کار کنی. و تو از آن اعراض می‌کنی و بدان کار نمی‌کنی، و اگر برخوانی، تأمل نکنی تا چیست؟!»
و حسن بصری(ره) گوید: «کسانی که پیش از شما بودند، قرآن را نامه‌ای دانستند که از حق‌تعالی بدیشان رسیده است. به شب تأمل کردندی و به روز بدان کار کردندی، و شما درس کردنِ آن عملِ خویش ساخته‌اید. حرف و اعراب وی درست می‌کنید، و فرمان وی آسان می‌گیرید.»
و در جمله باید دانست که مقصود از قرآن، خواندنِ مجرد نیست، بلکه مقصود کار کردن است. و خواندن برای یادداشتن می‌باید، و یادداشتن برای فرمان بردن؛ کسی که فرمان نبَرَد و همی‌خواند و حروف وی درست همی‌گوید، چون بنده‌ای بُوَد که نام خداوندی به وی رسد - و وی را کارها فرموده باشد - بنشیند و نامه به الحان همی‌خواند و حروف درست همی‌کند و از فرمانِ وی هیچ‌چیز به جای نیارد: بی‌شک مستحقِ مقت(بیزاری) و عقوبت شود.


#محمد_غزالی
📕 #کیمیای_سعادت
جلد۱، ص۲۴۳


@rasepardeh
🔸

إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ

مسلماً نيكی‌ها، بدی‌ها را می‌زدايند


#قرآن_مبین
هود/۱۱۲


@rasepardeh
🔸


و گفت:
فردا در قیامت با من گویند: «چه آوردی؟»
گویم: «سگی با من دادی در دنیا که من خود درمانده شده بودم، تا در من و بندگان تو در نیفتد، و نهادی پر نجاست به من داده بودی، من در جمله‌ی عمر در پاک کردن او بودم.»




📕احوال و اقوالِ
#شیخ_ابوالحسن_خرقانی
به اهتمام: مجتبی مینوی
ص۹۶

@rasepardeh
🔸
⭕️ بوی آشنایی

در نگاه مولانا، آنچه سبب می‌شود دل‌مان در برابر پیامبران و راه‌شناسان خاضع شود، معجزات، کرامات، غیب‌دانی‌ها و انجام کارهای عجیب و خرق عادت از سوی آنان نیست. آنچه سبب دلبُردگی از مومنان می‌شود جنس صدا و رایحه‌ی آشنایی است که در طنین و صلای دعوت‌گران حق جاری است. پیامبران و اولیای راستین خدا با رنگ و بویی که در گفتار و شیوه سخن گفتن و صلا دادن خویش دارند چیزی را در مخاطبان خود بیدار می‌کنند. انگار آدمیان از پیش طعم خدا را در حافظه‌ی دل دارند و جنس صدا و آهنگ دعوت پیامبران با آن مزه‌ و وجدِ دیرین هماهنگ است.
مولانا می‌گوید معجزات پیامبران در مقام جَدَل و برای تضعیف جبهه‌ی دشمنان است و مومنان را «بوی جنسیت» است که مجذوب و دلبُرده می‌کند.
بویی از وجود پیامبران و سخن و دعوت‌شان می‌تراود که با مزه‌هایی که خدا از ازل در دل بندگان خود نهاده هم‌جنس و هم‌خوان است.
این ادعا اثبات‌شدنی نیست. فرض و دریافت عارفان است. می‌گویند سعی کنید آن مزه و بوی آشنا را درک کنید. آشنایی دلیل ایمان است و نه معجزات.

در دلِ هر امتی کز حق مزه است
روی و آواز پیمبر معجزه است

چون پیمبر از برون بانگی زَند
جانِ امت در درون سجده کند

زانک جنس بانگِ او اندر جهان
از کسی نشنیده باشد گوشِ جان

(مثنوی، دفتر دوم)

بوی پیغامبر ببُرد آن شیر نر
هم‌چنانک بوی یوسف را پدر

موجب ایمان نباشد معجزات
بوی جنسیت کند جذب صفات

معجزات از بهر قهر دشمنست
بوی جنسیت پی دل بُردنست

قهر گردد دشمن اما دوست نی
دوست کی گردد ببسته گردنی

(مثنوی، دفتر ششم)

رویِ تو پیغامبرِ خوبیّ و حُسن ایزد است
جان به تو ایمان نیارد با چنین بُرهان چرا؟

کو یکی بُرهان که او از روی تو روشن‌تر است
کف نبُرّد کفرها زین یوسف کنعان چرا؟

(غزلیات شمس)


#صدیق_قطبی


@rasepardeh
لە گەلمان بن لە:👇
🔸

⭕️ تصوف چیست و صوفی کیست؟
در #تذکرة_الاولیاء
#عطار_نیشابوری

___

🔸و گفت: ت
صوف ، اصطفا است ، هر که گُزیده شد از ماسِوَی الله ، او صوفی است.
🔸و گفت: تصوف آن بُوَد که تو را خداوند از تو بمیراند و به خود زنده کند.
🔸و گفت: صوفی چون زمین باشد که همه پلیدی در وی افکنند ، و همه نیکویی از وی بیرون آید.
🔸و گفت: صوفی آن است که دل او چون دل ابراهیم سلامت یافته بُوَد از دوستی دنیا ، و به جای آرنده فرمان خدای بُوَد ، و تسلیم او تسلیم اسماعیل ، و اندوه او اندوه داوود ، و فقر او فقر عیسی ، و صبر او صبر ایوب ، و شوق او شوق موسی در وقت مناجات ، و اخلاص او اخلاص محمد (ص).
#ذکر_جنید_بغدادی
___

🔸و گفت(شب
لی): "ماالتصوف ، یا حلاج؟" گفت: کمترین این است که می بینی.
گفت: بلندتر کدام است؟ گفت: تو را بدان راهی نیست.
#ذکر_منصور_حلاج
___

🔸و گفت: ص
وفی آن است که صافی شود از جملهٔ بلاها ، و غایب گردد از جملهٔ عطاها.
#ذکر_محمد_فضل
___

🔸و گفت: ت
صوف حسنِ ُخلق است.
🔸و گفت: تصوف حالی است که غایب گرداند صاحب آن را از گفتگوی ، و می بَرد تا به خدای ذوالمنن ، و از آنجا بیرون گرداند تا خدای بماند ، و او نیست شود.
#ذکر_ابومحمد_مرتعش
___

🔸و گفتند:
تصوف چیست؟ گفت: گرفتن حقایق ، و گفتن به دقایق ، و نومید شدن از آنچه هست در دست خلایق.
#ذکر_معروف_کرخی
___

🔸پرسیدند
که: صوفیان چه کسند؟ گفت: مردمانی که خدای را بر همه چیزی بگزینند و خدای ایشان را بر همه بگزیند.
#ذکر_ذوالنون_مصری
___

🔸و گفت: ت
صوف ، همه ادب است.
#ذکر_ابوحفص_حداد
___

🔸و گفت: ه
ر امتی را صفوت است که ایشان ودیعت خدایند _ که ایشان را از خلق خویش پنهان می دارد _ اگر ایشان در این امت هستند ، صوفیانند.
#ذکر_یوسف_بن_الحسین
___

🔸و گفت: ص
وفی آن است که دل ، صافی دارد با خدای.
#ذکر_بشر_حافی
___

🔸نقل است
که کسی شیخ را به خواب دید ، گفت: تصوف چیست؟ گفت: درِ آسایش بر خود ببستن ، و در پس زانوی محنت نشستن.
#ذکر_بایزید_بسطامی
___

🔸ابوسعید
(ره) نقل می کند که شافعی گفت که: علم همهٔ عالم در علم من نرسید ، و علم من در علم صوفیان نرسید ، و علم ایشان در علم یک سخن پیر ایشان نرسید که گفت: "الوقت سیف قاطع"
#ذکر_شافعی
___

🔸و گفتند:
این صوفیان که در مسجد آدینه نشسته اند بر توکل ، بی علم؟ گفت: غلط می کنید ، که ایشان را علم نشانده است.
#ذکر_احمد_حنبل
___

🔸و گفت: ت
صوف آن است که بر وی افعال می رود که جز خدای نداند ، و پیوسته با خدای بُوَد چنان که جز خدای نداند.
#ذکر_ابوسلیمان_دارایی
___

🔸و گفت: ص
وفی آن بُوَد که صافی شود از کدر ، و پر شود از فکر ، و در قرب خدای منقطع شود از بشر ، و یکسان شود در چشم او خاک زر.
#ذکر_عبدالله_التستری
___

🔸و گفت: ص
حبت با صوفیان کنید که زشتیها را به نزدیک ایشان عذرها بُوَد ، و نیکی را بس خطری نباشد ، تا تو را بدان بزرگ دارند تا تو بدان در غلط افتی.
#ذکر_حمدون_قصار
___

🔸پرسیدند
از تصوف. گفت: آن است که صافی بُوَد از خداوند خویش ، و پُر بُوَد از انوار ، و در عین لذت بُوَد از ذکر.
#ذکر_ابوسعید_خراز
___

🔸و گفت: ص
وفیان آن قومند که جان ایشان از کدورت بشریت آزاد گشته است ، و از آفت نفس صافی شده ، و از هوی خلاص یافته ، تا در صف اول و درجه اعلی با حق بیارامیده اند ، و از غیر او رمیده ، نه مالک بودند و نه مملوک.
🔸و گفت: تصوف نه رسوم است و نه علوم ، لیکن اخلاقی است ، یعنی اگر رسم بودی ، به مجاهده به دست آمدی ، و اگر علم بودی ، به تعلیم حاصل شدی ، بلکه اخلاقی است که: "تخلقوا باخلاق الله" ، و به خلق خدای ، بیرون آمدن. نه به رسوم دست دهد ، و نه به علوم.
#ذکر_ابوالحسین_نوری
___

🔸و گفت: ت
صوف ایستادن است بر افعال  حَسن.
#ذکر_ابومحمد_رویم
___

🔸و گفت: ت
صوف آن است که هیچ چیز ملک تو نباشد ، و تو ملک هیچ چیز نباشی.
#ذکر_سمنون_محب
___

🔸پرسیدند
از تصوف. گفت: کوتاهی امل است و مداومت بر عمل
#ذکر_ابوالحسن_بوشنجی
___

🔸و از او
پرسیدند از صوفی و زاهد. گفت: صوفی به خداوند ، و زاهد به نفس.
#ذکر_عبدالله_تروغبذی
___

🔸و گفت: ص
وفی آن است که منقطع بود از خلق ، و متصل بُوَد به حق.
🔸و گفت: صوفیان اطفالند در کنار لطف حق تعالی.
🔸و گفت: تصوف برقی سوزنده است ، و تصوف نشستن است در حضرت الله تعالی ، بی غم.
#ذکر_ابوبکر_شبلی
___

🔸و گفت: ت
صوف نوری است از حق ، دلالت کننده بر حق ، و خاطری است از او که اشارت کند بدو.
#ذکر_ابوالقاسم_نصرآبادی


@rasepardeh
🔸

و گفت:
استغفار به زبان،
کار دروغزنان است.



#تذکرة_الاولیاء
#ذکر_رابعه

@rasepardeh
🔸

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ۖ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيٓءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَآءُ ۚ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

خدا نور آسمان‌ها و زمین است ؛ وصف نورش مانند چراغدانی است كه در آن ، چراغ پر فروغی است ، و آن چراغ در میان قندیل بلورینی است ، كه آن قندیل بلورین گویی ستاره تابانی است، [و آن چراغ‌] از [روغن‌] درخت زیتونی پربركت كه نه شرقی است و نه غربی افروخته می‌شود، [و] روغن آن [از پاكی و صافی‌] نزدیك است روشنی بدهد گرچه آتشی به آن نرسیده باشد ، نوری است بر فراز نوری ؛ خدا هر كس را بخواهد به سوی نور خود هدایت می‌كند ، و خدا برای مردم مثَل‌ها می‌زند [تا حقایق را بفهمند] و خدا به همه چیز داناست.
نور - ۳۵

در فرموده حق تعالی: خداوند نور آسمان ها و زمین است ، صورت های بسیاری از معانی ذکر شده است.
آنچه که بیشتر مفسرین اسلام و علمای زبانِ عرب و اساتید فن سخن بیان داشته اند: ...
خداوند حق را منتشر ، و آن را در آسمان ها و زمین گسترانید ، و یا دلهای اهل آسمان ها و زمین را به نور حق روشن و نورانی فرمود ، در این صورت مقصود از مثَل‌ نور او ، صفت حقیقت ، و شأَن عجیب اوست ، که خداوند آن را در جهان وجود پراکنده ، و خلایق را بدان نور به راه خیر و سعادت ، هدایت فرموده است...
و دور نیست که مقصود از نور در این صورت قرآن باشد ، بدانجهت که حق را آشکار می نماید ، یعنی خداوند تعالی مردمان را بکلام استوارش ، که آن حق واضح و روشن کننده است ، هدایت و راهنمایی می نماید ، و قرآن را نور نامیده در آنجا که می فرماید «و نوری تابان بشما فرستادم.  نساء -۱۷۴» زیرا قرآن ظاهر کننده نور حق ، و آشکار کننده عرفان و شناخت او ، و روشن کننده دلهای اهل ایمان است ، پس چون حق نور است ، قرآن هم همانند او نور است ، و آن را به چراغ مانند نموده ، پس چراغ (مصباح) کلام الهی است ، و شیشه (قندیل زجاجی) دل عارفی است که به انوار معانی و حقایق آن آشنا باشد ، و چراغدان (مشکوة) سینه و صدرا و ، روغن (زیت) پی در پی رسیدن فیض و رحمت الهی است ، که از درخت پربار (شجره مبارکه) نبوت ، و جهان پاکیزه و دور از پلیدی مصطفویّت پیغمبر اکرم [حقیقت محمدیه (ص)] حاصل گردیده است ، آن درختی که بجهت اعتدال و توازن ، و کمال و تمامیتی که برای دو جهانی داشته ، و تجردی که از هر دو عالم دارد ، اختصاص به شرق جهان ارواح ، و غرب جهان اشباح و صور نداشته ، بلکه هر دو جانب را داشته ، و از هر دو کرانه برتر و بالاتر است ، و دلها را چنان روشن ، و فیض را چنان پی در پی به قلب ها می رساند ، بطوریکه ، نزدیک است پیش از آنکه معارف الهی را از کتاب او ، بوسیله کاوش خردهای خود دریافت نمایند ، و انوار علوم را از مشکوة سینه های معلمین و آموزندگان فرا گیرند ، آنها را نورانی و روشن ، و بسر حد کمال و تمامی برساند ، پس بواسطه گسترش و پخش فیض و رحمت الهی و شدت نوری که بدان دل های سالکین و مجذوبین را منور و روشن می نماید ، قلبهاشان را نورانی ، و ارواحشان را روشن و تابناک می نماید.


📕 #تفسیر_آیه_مبارکه_نور
#صدر_المتألهین (ملا صدرا)
ترجمه: محمد خواجوی
صص ۲۸_۲۶


@rasepardeh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔸

در دنیایی که بسیاری از مردم از صدق و راستی دور شده‌اند و زندگی‌شان به انواعِ دروغ و ریا آلوده شده است صحبت با اهل خلوص ، صدق و یکرنگی نعمتی بزرگ است که باید قدر آن را دانست.
مولانا به ما توصیه می‌کند که با اهلِ صدق و وفا هم‌نشینی کنیم، مصاحبتِ آنان را غنیمت شمریم و این توفیقِ بزرگ را از دست ندهیم. گرچه یافتنِ انسان‌های ساده، بی‌ریا و صدّیق نیز آسان نیست و هوش، دقّتِ نظر و هشیاری می‌طلبد، هنوز دنیا از چنین انسان‌هایی تهی نشده  و اینجا و آنجا می‌توان آنها را یافت. هم‌نشینی با چنین انسان‌های شریفی هم وقت را خوش می‌کند و هم می‌توان از رهگذرِ این مصاحبت بر کفّهٔ پاکی و صدقِ خود افزود.


پس غنیمت دار آن توفیق را
چون بیابی صحبتِ صدّیق را


(مثنوی شریف دفتر چهارم)


@rasepardeh
2025/02/26 05:26:36
Back to Top
HTML Embed Code: