گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت
گفتا که چند رانی گفتم که تا بخوانی
گفتا که چند جوشی گفتم که تا قیامت
دعوی عشق کردم سوگندها بخوردم
کز عشق یاوه کردم من ملکت و شهامت
گفتا برای دعوی قاضی گواه خواهد
گفتم گواه اشکم زردی رخ علامت
گفتا گواه جرحست تردامنست چشمت
گفتم به فر عدلت عدلند و بیغرامت
گفتا که بود همره گفتم خیالت ای شه
گفتا که خواندت این جا گفتم که بوی جامت
گفتا چه عزم داری گفتم وفا و یاری
گفتا ز من چه خواهی گفتم که لطف عامت
گفتا کجاست خوشتر گفتم که قصر قیصر
گفتا چه دیدی آن جا گفتم که صد کرامت
گفتا چراست خالی گفتم ز بیم رهزن
گفتا که کیست رهزن گفتم که این ملامت
گفتا کجاست ایمن گفتم که زهد و تقوا
گفتا که زهد چه بود گفتم ره سلامت
گفتا کجاست آفت گفتم به کوی عشقت
گفتا که چونی آن جا گفتم در استقامت
خامش که گر بگویم من نکتههای او را
از خویشتن برآیی نی در بود نه بامت
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۳۶
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت
گفتا که چند رانی گفتم که تا بخوانی
گفتا که چند جوشی گفتم که تا قیامت
دعوی عشق کردم سوگندها بخوردم
کز عشق یاوه کردم من ملکت و شهامت
گفتا برای دعوی قاضی گواه خواهد
گفتم گواه اشکم زردی رخ علامت
گفتا گواه جرحست تردامنست چشمت
گفتم به فر عدلت عدلند و بیغرامت
گفتا که بود همره گفتم خیالت ای شه
گفتا که خواندت این جا گفتم که بوی جامت
گفتا چه عزم داری گفتم وفا و یاری
گفتا ز من چه خواهی گفتم که لطف عامت
گفتا کجاست خوشتر گفتم که قصر قیصر
گفتا چه دیدی آن جا گفتم که صد کرامت
گفتا چراست خالی گفتم ز بیم رهزن
گفتا که کیست رهزن گفتم که این ملامت
گفتا کجاست ایمن گفتم که زهد و تقوا
گفتا که زهد چه بود گفتم ره سلامت
گفتا کجاست آفت گفتم به کوی عشقت
گفتا که چونی آن جا گفتم در استقامت
خامش که گر بگویم من نکتههای او را
از خویشتن برآیی نی در بود نه بامت
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۳۶
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
باز شیری با شکر آمیختند
عاشقان با همدگر آمیختند
روز و شب را از میان برداشتند
آفتابی با قمر آمیختند
رنگ معشوقان و رنگ عاشقان
جمله همچون سیم و زر آمیختند
چون بهار سرمدی حق رسید
شاخ خشک و شاخ تر آمیختند
رافضی انگشت در دندان گرفت
هم علی و هم عمر آمیختند
بر یکی تختند این دم هر دو شاه
بلک خود در یک کمر آمیختند
هم شب قدر آشکارا شد چو عید
هم فرشته با بشر آمیختند
هم زبان همدگر آموختند
بی نفور این دو نفر آمیختند
نفس کل و هر چه زاد از نفس کل
همچو طفلان با پدر آمیختند
خیر و شر و خشک و تر زان هست شد
کز طبیعت خیر و شر آمیختند
من دهان بستم تو باقی را بدان
کاین نظر با آن نظر آمیختند
بهر نور شمس تبریزی تنم
شمع وارش با شرر آمیختند
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۸۱۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
عاشقان با همدگر آمیختند
روز و شب را از میان برداشتند
آفتابی با قمر آمیختند
رنگ معشوقان و رنگ عاشقان
جمله همچون سیم و زر آمیختند
چون بهار سرمدی حق رسید
شاخ خشک و شاخ تر آمیختند
رافضی انگشت در دندان گرفت
هم علی و هم عمر آمیختند
بر یکی تختند این دم هر دو شاه
بلک خود در یک کمر آمیختند
هم شب قدر آشکارا شد چو عید
هم فرشته با بشر آمیختند
هم زبان همدگر آموختند
بی نفور این دو نفر آمیختند
نفس کل و هر چه زاد از نفس کل
همچو طفلان با پدر آمیختند
خیر و شر و خشک و تر زان هست شد
کز طبیعت خیر و شر آمیختند
من دهان بستم تو باقی را بدان
کاین نظر با آن نظر آمیختند
بهر نور شمس تبریزی تنم
شمع وارش با شرر آمیختند
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۸۱۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
Forwarded from تبلیغات پیشتازان
برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
بیمغز بود سر که نهادیم پیش خلق
دیگر فروتنی به در کبریا کنیم
دارالفنا کرای مرمت نمیکند
بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم
دارالشفای توبه نبستهست در هنوز
تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم
روی از خدا به هر چه کنی شرک خالص است
توحید محض کز همه رو در خدا کنیم
پیراهن خلاف به دست مراجعت
یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم
چند آید این خیال و رود در سرای دل
تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم
چون برترین مقام ملک دون قدر ماست
چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم
سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم
بستن قبا به خدمت سالار و شهریار
امیدوارتر که گنه در عبا کنیم
سعدی گدا بخواهد و منعم به زر خرد
ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم
یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت
در خورد توست و در خور ما هر چه ما کنیم
#سعدی
- مواعظ
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۵۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
بیمغز بود سر که نهادیم پیش خلق
دیگر فروتنی به در کبریا کنیم
دارالفنا کرای مرمت نمیکند
بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم
دارالشفای توبه نبستهست در هنوز
تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم
روی از خدا به هر چه کنی شرک خالص است
توحید محض کز همه رو در خدا کنیم
پیراهن خلاف به دست مراجعت
یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم
چند آید این خیال و رود در سرای دل
تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم
چون برترین مقام ملک دون قدر ماست
چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم
سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم
بستن قبا به خدمت سالار و شهریار
امیدوارتر که گنه در عبا کنیم
سعدی گدا بخواهد و منعم به زر خرد
ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم
یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت
در خورد توست و در خور ما هر چه ما کنیم
#سعدی
- مواعظ
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۵۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
زلف بر باد مَدِه تا ندهی بر بادم
ناز بُنیاد مَکُن تا نَکَنی بنیادم
مِی مَخور با همه کس تا نخورم خونِ جگر
سر مَکَش تا نَکَشَد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مَکُن تا نَکُنی در بندم
طُرِّه را تاب مده تا ندهی بر بادم
یارِ بیگانه مشو تا نَبَری از خویشم
غمِ اغیار مخور تا نَکُنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کُنی از برگِ گُلم
قد برافراز که از سرو کُنی آزادم
شمعِ هر جمع مَشو ور نه بسوزی ما را
یادِ هر قوم مَکُن تا نَرَوی از یادم
شهرهٔ شهر مشو تا نَنَهم سر در کوه
شورِ شیرین مَنما تا نَکُنی فرهادم
رحم کن بر منِ مِسکین و به فریادم رَس
تا به خاکِ درِ آصف نَرِسَد فریادم
حافظ از جورِ تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که دربندِ توام آزادم
#حافظ
- غزل شمارهٔ ۳۱۶
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
ناز بُنیاد مَکُن تا نَکَنی بنیادم
مِی مَخور با همه کس تا نخورم خونِ جگر
سر مَکَش تا نَکَشَد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مَکُن تا نَکُنی در بندم
طُرِّه را تاب مده تا ندهی بر بادم
یارِ بیگانه مشو تا نَبَری از خویشم
غمِ اغیار مخور تا نَکُنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کُنی از برگِ گُلم
قد برافراز که از سرو کُنی آزادم
شمعِ هر جمع مَشو ور نه بسوزی ما را
یادِ هر قوم مَکُن تا نَرَوی از یادم
شهرهٔ شهر مشو تا نَنَهم سر در کوه
شورِ شیرین مَنما تا نَکُنی فرهادم
رحم کن بر منِ مِسکین و به فریادم رَس
تا به خاکِ درِ آصف نَرِسَد فریادم
حافظ از جورِ تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که دربندِ توام آزادم
#حافظ
- غزل شمارهٔ ۳۱۶
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
ور نکوبی به درشتی در هجران چه شود
ور به یاری و کریمی شبکی روز آری
از برای دل پرآتش یاران چه شود
ور دو دیده به تماشای تو روشن گردد
کوری دیده ناشسته شیطان چه شود
ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رخت
همه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه شود
آب حیوان که نهفتهست و در آن تاریکیست
پر شود شهر و کهستان و بیابان چه شود
ور بپوشند و بیابند یکی خلعت نو
این غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود
ور سواره تو برانی سوی میدان آیی
تا شود گوشه هر سینه چو میدان چه شود
دل ما هست پریشان تن تیره شده جمع
صاف اگر جمع شود تیره پریشان چه شود
به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیست
بهر ما گر برود ماه به میزان چه شود
چون عزیر و خر او را به دمی جان بخشید
گر خر نفس شود لایق جولان چه شود
بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست
گر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود
هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور
جمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۸۰۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
ور نکوبی به درشتی در هجران چه شود
ور به یاری و کریمی شبکی روز آری
از برای دل پرآتش یاران چه شود
ور دو دیده به تماشای تو روشن گردد
کوری دیده ناشسته شیطان چه شود
ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رخت
همه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه شود
آب حیوان که نهفتهست و در آن تاریکیست
پر شود شهر و کهستان و بیابان چه شود
ور بپوشند و بیابند یکی خلعت نو
این غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود
ور سواره تو برانی سوی میدان آیی
تا شود گوشه هر سینه چو میدان چه شود
دل ما هست پریشان تن تیره شده جمع
صاف اگر جمع شود تیره پریشان چه شود
به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیست
بهر ما گر برود ماه به میزان چه شود
چون عزیر و خر او را به دمی جان بخشید
گر خر نفس شود لایق جولان چه شود
بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست
گر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود
هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور
جمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۸۰۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلست
وین همه اوصاف رسوا معدنش آب و گلست
از هوا و شهوت ای جان آب و گل می صد شود
مشکل این ترک هوا و کاشف هر مشکلست
وین تعلل بهر ترکش دافع صد علتست
چون بشد علت ز تو پس نقل منزل منزلست
لیک شرطی کن تو با خود تا که شرطی نشکنی
ور نه علت باقی و درمانت محو و زایلست
چونک طبعت خو کند با شرط تندش بعد از آن
صد هزاران حاصل جان از درونت حاصلست
پس تو را آیینه گردد این دل آهن چنانک
هر دمی رویی نماید روی آن کو کاهلست
پس تو را مطرب شود در عیش و هم ساقی شود
آن امانت چونک شد محمول جان را حاملست
فارغ آیی بعد از آن از شغل و هم از فارغی
شهره گردد از تو آن گنجی که آن بس خاملست
گر چه حلواها خوری شیرین نگردد جان تو
ذوق آن برقی بود تا در دهان آکلست
این طبیعت کور و کر گر نیست پس چون آزمود
کاین حجاب و حائلست آن سوی آن چون مایلست
لیک طبع از اصل رنج و غصهها بررستهست
در پی رنج و بلاها عاشق بیطایلست
در تواضعهای طبعت سر نخوت را نگر
و اندر آن کبرش تواضعهای بیحد شاکلست
هر حدیث طبع را تو پرورشهایی بدش
شرح و تأویلی بکن وادانک این بیحائلست
هر یکی بیتی جمال بیت دیگر دانک هست
با مؤید این طریقت ره روان را شاغلست
ور تو را خوف مطالب باشد از اشهادها
از خدا میخواه شیرینی اجل کان آجلست
هر طرف رنجی دگرگون فرض کن آن گاه برو
جز به سوی بیسویها کان دگر بیحاصلست
تو وثاق مار آیی از پی ماری دگر
غصه ماران ببینی زانک این چون سلسلهست
تا نگویی مار را از خویش عذری زهرناک
وان گهت او متهم دارد که این هم باطلست
از حدیث شمس دین آن فخر تبریز صفا
آن مزاجش گرم باید کاین نه کار پلپلست
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۰۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
وین همه اوصاف رسوا معدنش آب و گلست
از هوا و شهوت ای جان آب و گل می صد شود
مشکل این ترک هوا و کاشف هر مشکلست
وین تعلل بهر ترکش دافع صد علتست
چون بشد علت ز تو پس نقل منزل منزلست
لیک شرطی کن تو با خود تا که شرطی نشکنی
ور نه علت باقی و درمانت محو و زایلست
چونک طبعت خو کند با شرط تندش بعد از آن
صد هزاران حاصل جان از درونت حاصلست
پس تو را آیینه گردد این دل آهن چنانک
هر دمی رویی نماید روی آن کو کاهلست
پس تو را مطرب شود در عیش و هم ساقی شود
آن امانت چونک شد محمول جان را حاملست
فارغ آیی بعد از آن از شغل و هم از فارغی
شهره گردد از تو آن گنجی که آن بس خاملست
گر چه حلواها خوری شیرین نگردد جان تو
ذوق آن برقی بود تا در دهان آکلست
این طبیعت کور و کر گر نیست پس چون آزمود
کاین حجاب و حائلست آن سوی آن چون مایلست
لیک طبع از اصل رنج و غصهها بررستهست
در پی رنج و بلاها عاشق بیطایلست
در تواضعهای طبعت سر نخوت را نگر
و اندر آن کبرش تواضعهای بیحد شاکلست
هر حدیث طبع را تو پرورشهایی بدش
شرح و تأویلی بکن وادانک این بیحائلست
هر یکی بیتی جمال بیت دیگر دانک هست
با مؤید این طریقت ره روان را شاغلست
ور تو را خوف مطالب باشد از اشهادها
از خدا میخواه شیرینی اجل کان آجلست
هر طرف رنجی دگرگون فرض کن آن گاه برو
جز به سوی بیسویها کان دگر بیحاصلست
تو وثاق مار آیی از پی ماری دگر
غصه ماران ببینی زانک این چون سلسلهست
تا نگویی مار را از خویش عذری زهرناک
وان گهت او متهم دارد که این هم باطلست
از حدیث شمس دین آن فخر تبریز صفا
آن مزاجش گرم باید کاین نه کار پلپلست
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۰۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیست
کیست که اندر سرش باد هوای تو نیست
دل که ز جان خواسته ست بهر تو بیگانه وار
با همه مردانگی مرد جفای تو نیست
خشم کنی بی گناه، بر شکنی بی سبب
کوری بخت منست، ورنه خطای تو نیست
بر در تو هر کسی خاص شد، الا که من
هیچ کسان را مگر ره به سرای تو نیست
صبر به امید وصل بر در دل شسته بود
هجر درون رفت و گفت، خیز که جای تو نیست
گفتی، اگر می خری، نقد حیاتم بهاست
گر همه تا محشر است نیم بهای تو نیست
خسرو اگر سوخته ست، نی ز پی دیگری ست
سوخته تر باد ازین، گر ز برای تو نیست
#امیر_خسرو_دهلوی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۶
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
کیست که اندر سرش باد هوای تو نیست
دل که ز جان خواسته ست بهر تو بیگانه وار
با همه مردانگی مرد جفای تو نیست
خشم کنی بی گناه، بر شکنی بی سبب
کوری بخت منست، ورنه خطای تو نیست
بر در تو هر کسی خاص شد، الا که من
هیچ کسان را مگر ره به سرای تو نیست
صبر به امید وصل بر در دل شسته بود
هجر درون رفت و گفت، خیز که جای تو نیست
گفتی، اگر می خری، نقد حیاتم بهاست
گر همه تا محشر است نیم بهای تو نیست
خسرو اگر سوخته ست، نی ز پی دیگری ست
سوخته تر باد ازین، گر ز برای تو نیست
#امیر_خسرو_دهلوی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۶
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
همچنان باشد کز سمع و بصر بگریزد
زان خورد خون جگر عاشق زیرا شیر است
شیردل کی بود آن کو ز جگر بگریزد
دل چو طوطی بود و جور دلارام شکر
طوطیی دید کسی کو ز شکر بگریزد
پشه باشد که به هر باد مخالف برود
دزد شب باشد کز نور قمر بگریزد
هر سری را که خدا خیره و کالیوه کند
صدر جنت بهلد سوی سقر بگریزد
و آنک واقف بود از مرگ سوی مرگ گریخت
سوی ملک ابد و تاج و کمر بگریزد
چون قضا گفت فلانی به سفر خواهد مرد
آن کس از بیم اجل سوی سفر بگریزد
بس کن و صید مکن آنک نیرزد به شکار
که خیال شب و شب هم ز سحر بگریزد
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۷۹۴
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
همچنان باشد کز سمع و بصر بگریزد
زان خورد خون جگر عاشق زیرا شیر است
شیردل کی بود آن کو ز جگر بگریزد
دل چو طوطی بود و جور دلارام شکر
طوطیی دید کسی کو ز شکر بگریزد
پشه باشد که به هر باد مخالف برود
دزد شب باشد کز نور قمر بگریزد
هر سری را که خدا خیره و کالیوه کند
صدر جنت بهلد سوی سقر بگریزد
و آنک واقف بود از مرگ سوی مرگ گریخت
سوی ملک ابد و تاج و کمر بگریزد
چون قضا گفت فلانی به سفر خواهد مرد
آن کس از بیم اجل سوی سفر بگریزد
بس کن و صید مکن آنک نیرزد به شکار
که خیال شب و شب هم ز سحر بگریزد
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۷۹۴
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
من اگر مستم اگر هشیارم
بنده چشم خوش آن یارم
بیخیال رخ آن جان و جهان
از خود و جان و جهان بیزارم
بنده صورت آنم که از او
روز و شب در گل و در گلزارم
این چنین آینهای می بینم
چشم از این آینه چون بردارم
دم فروبستهام و تن زدهام
دم مده تا علالا برنارم
بت من گفت منم جان بتان
گفتم این است بتا اقرارم
گفت اگر در سر تو شور من است
از تو من یک سر مو نگذارم
منم آن شمع که در آتش خود
هر چه پروانه بود بسپارم
گفتمش هر چه بسوزی تو ز من
دود عشق تو بود آثارم
راست کن لاف مرا با دیده
جز چنان راست نیاید کارم
من ز پرگار شدم وین عجب است
کاندر این دایره چون پرگارم
ساقی آمد که حریفانه بده
گفتم اینک به گرو دستارم
غلطم سر بستان لیک دمی
مددم ده قدری هشیارم
آن جهان پنهان را بنما
کاین جهان را به عدم انگارم
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۹
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
بنده چشم خوش آن یارم
بیخیال رخ آن جان و جهان
از خود و جان و جهان بیزارم
بنده صورت آنم که از او
روز و شب در گل و در گلزارم
این چنین آینهای می بینم
چشم از این آینه چون بردارم
دم فروبستهام و تن زدهام
دم مده تا علالا برنارم
بت من گفت منم جان بتان
گفتم این است بتا اقرارم
گفت اگر در سر تو شور من است
از تو من یک سر مو نگذارم
منم آن شمع که در آتش خود
هر چه پروانه بود بسپارم
گفتمش هر چه بسوزی تو ز من
دود عشق تو بود آثارم
راست کن لاف مرا با دیده
جز چنان راست نیاید کارم
من ز پرگار شدم وین عجب است
کاندر این دایره چون پرگارم
ساقی آمد که حریفانه بده
گفتم اینک به گرو دستارم
غلطم سر بستان لیک دمی
مددم ده قدری هشیارم
آن جهان پنهان را بنما
کاین جهان را به عدم انگارم
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۹
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
تو نقشی نقش بندان را چه دانی
تو شکلی پیکری جان را چه دانی
تو خود مینشنوی بانگ دهل را
رموز سر پنهان را چه دانی
هنوز از کات کفرت خود خبر نیست
حقایقهای ایمان را چه دانی
هنوزت خار در پای است بنشین
تو سرسبزی بستان را چه دانی
تو نامی کردهای این را و آن را
از این نگذشتهای آن را چه دانی
چه صورتهاست مر بیصورتان را
تو صورتهای ایشان را چه دانی
زنخ کم زن که اندر چاه نفسی
تو آن چاه زنخدان را چه دانی
درخت سبز داند قدر باران
تو خشکی قدر باران را چه دانی
سیه کاری مکن با باز چون زاغ
تو باز چتر سلطان را چه دانی
سلیمانی نکردی در ره عشق
زبان جمله مرغان را چه دانی
نگهبانی است حاضر بر تو سبحان
تو حیوانی نگهبان را چه دانی
تو را در چرخ آوردهست ماهی
تو ماه چرخ گردان را چه دانی
تجلی کرد این دم شمس تبریز
تو دیوی نور رحمان را چه دانی
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۵
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
تو شکلی پیکری جان را چه دانی
تو خود مینشنوی بانگ دهل را
رموز سر پنهان را چه دانی
هنوز از کات کفرت خود خبر نیست
حقایقهای ایمان را چه دانی
هنوزت خار در پای است بنشین
تو سرسبزی بستان را چه دانی
تو نامی کردهای این را و آن را
از این نگذشتهای آن را چه دانی
چه صورتهاست مر بیصورتان را
تو صورتهای ایشان را چه دانی
زنخ کم زن که اندر چاه نفسی
تو آن چاه زنخدان را چه دانی
درخت سبز داند قدر باران
تو خشکی قدر باران را چه دانی
سیه کاری مکن با باز چون زاغ
تو باز چتر سلطان را چه دانی
سلیمانی نکردی در ره عشق
زبان جمله مرغان را چه دانی
نگهبانی است حاضر بر تو سبحان
تو حیوانی نگهبان را چه دانی
تو را در چرخ آوردهست ماهی
تو ماه چرخ گردان را چه دانی
تجلی کرد این دم شمس تبریز
تو دیوی نور رحمان را چه دانی
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۵
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم
زان سوی گردون عشق چرخ زنان آمدیم
بر سر میدان عشق چونک یکی گو شدیم
گه به کران تاختیم گه به میان آمدیم
عشق نیاز آورد گر تو چنانی رواست
ما چو از آن سوتریم ما نه چنان آمدیم
خواجه مجلس تویی مجلسیان حاضرند
آب چو آتش بیار ما نه بنان آمدیم
شکر که ناداشت وار از سبب زخم تو
چون که به جان آمدیم زود به جان آمدیم
شمس حق این عشق تو تشنه خون من است
تیغ و کفن در بغل بهر همان آمدیم
جز نمکت نشکند شورش تبریز را
فخر زمین در غمت شور زمان آمدیم
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
زان سوی گردون عشق چرخ زنان آمدیم
بر سر میدان عشق چونک یکی گو شدیم
گه به کران تاختیم گه به میان آمدیم
عشق نیاز آورد گر تو چنانی رواست
ما چو از آن سوتریم ما نه چنان آمدیم
خواجه مجلس تویی مجلسیان حاضرند
آب چو آتش بیار ما نه بنان آمدیم
شکر که ناداشت وار از سبب زخم تو
چون که به جان آمدیم زود به جان آمدیم
شمس حق این عشق تو تشنه خون من است
تیغ و کفن در بغل بهر همان آمدیم
جز نمکت نشکند شورش تبریز را
فخر زمین در غمت شور زمان آمدیم
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۰
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
یار مرا مینهلد تا که بخارم سر خود
هیکل یارم که مرا میفشرد در بر خود
گاه چو قطار شتر میکشدم از پی خود
گاه مرا پیش کند شاه چو سرلشکر خود
گه چو نگینم به مزد تا که به من مهر نهد
گاه مرا حلقه کند دوزد او بر در خود
خون ببرد نطفه کند نطفه برد خلق کند
خلق کشد عقل کند فاش کند محشر خود
گاه براند به نیم همچو کبوتر ز وطن
گاه به صد لابه مرا خواند تا محضر خود
گاه چو کشتی بردم بر سر دریا به سفر
گاه مرا لنگ کند بندد بر لنگر خود
گاه مرا آب کند از پی پاکی طلبان
گاه مرا خار کند در ره بداختر خود
هشت بهشت ابدی منظر آن شاه نشد
تا چه خوش است این دل من کو کندش منظر خود
من به شهادت نشدم مؤمن آن شاهد جان
مؤمنش آن گاه شدم که بشدم کافر خود
هر کی درآمد به صفش یافت امان از تلفش
تیغ بدیدم به کفش سوختم آن اسپر خود
همپر جبریل بدم ششصد پر بود مرا
چونک رسیدم بر او تا چه کنم من پر خود
حارس آن گوهر جان بودم روزان و شبان
در تک دریای گهر فارغم از گوهر خود
چند صفت میکنیش چونک نگنجد به صفت
بس کن تا من بروم بر سر شور و شر خود
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۵۴۳
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
هیکل یارم که مرا میفشرد در بر خود
گاه چو قطار شتر میکشدم از پی خود
گاه مرا پیش کند شاه چو سرلشکر خود
گه چو نگینم به مزد تا که به من مهر نهد
گاه مرا حلقه کند دوزد او بر در خود
خون ببرد نطفه کند نطفه برد خلق کند
خلق کشد عقل کند فاش کند محشر خود
گاه براند به نیم همچو کبوتر ز وطن
گاه به صد لابه مرا خواند تا محضر خود
گاه چو کشتی بردم بر سر دریا به سفر
گاه مرا لنگ کند بندد بر لنگر خود
گاه مرا آب کند از پی پاکی طلبان
گاه مرا خار کند در ره بداختر خود
هشت بهشت ابدی منظر آن شاه نشد
تا چه خوش است این دل من کو کندش منظر خود
من به شهادت نشدم مؤمن آن شاهد جان
مؤمنش آن گاه شدم که بشدم کافر خود
هر کی درآمد به صفش یافت امان از تلفش
تیغ بدیدم به کفش سوختم آن اسپر خود
همپر جبریل بدم ششصد پر بود مرا
چونک رسیدم بر او تا چه کنم من پر خود
حارس آن گوهر جان بودم روزان و شبان
در تک دریای گهر فارغم از گوهر خود
چند صفت میکنیش چونک نگنجد به صفت
بس کن تا من بروم بر سر شور و شر خود
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۵۴۳
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
Forwarded from معلومات اسلامی
🔻فوری/عربستان سعودی فردا (شنبه) به عنوان نخستین روز ماه مبارک رمضان اعلام کرد.
وتایید نامه❤️💜
وتایید نامه❤️💜
بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم
حاشا که چشم خویش از آن روی برکنیم
پروانهای تو بهر تو بفروز سینه را
تا خویش را ز عشق بر آن سینه برزنیم
بفزای خوف عشق نخواهیم ایمنی
زیرا ز خوف عشق تو ما سخت ایمنیم
پروانه را ز شمع تو هر روز مژدهای است
یعنی که مات شو که همی مات ضامنیم
شادیم آن زمان که تو دعوی کنی که من
بیمن شویم از خود و ز عشق صد منیم
تا باغ گلستان جمال تو دیدهایم
چون سرو سربلند و زبانور چو سوسنیم
بر گلشن زمانه برو آتشی بزن
زیرا ز عشق روی تو زان سوی گلشنیم
ای آنک سست دل شدهای در طریق عشق
در ما گریز زود که ما برج آهنیم
از ذوق آتش شه تبریز شمس دین
داریم آب رو و همه محض روغنیم
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۱
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
حاشا که چشم خویش از آن روی برکنیم
پروانهای تو بهر تو بفروز سینه را
تا خویش را ز عشق بر آن سینه برزنیم
بفزای خوف عشق نخواهیم ایمنی
زیرا ز خوف عشق تو ما سخت ایمنیم
پروانه را ز شمع تو هر روز مژدهای است
یعنی که مات شو که همی مات ضامنیم
شادیم آن زمان که تو دعوی کنی که من
بیمن شویم از خود و ز عشق صد منیم
تا باغ گلستان جمال تو دیدهایم
چون سرو سربلند و زبانور چو سوسنیم
بر گلشن زمانه برو آتشی بزن
زیرا ز عشق روی تو زان سوی گلشنیم
ای آنک سست دل شدهای در طریق عشق
در ما گریز زود که ما برج آهنیم
از ذوق آتش شه تبریز شمس دین
داریم آب رو و همه محض روغنیم
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۱
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
Forwarded from کانال تبادلات ژرف
🏅برترین کانال های تلگرام
🍎خوراکی سالم و اندام زیبا
@organicketo
⛵️کتاب کمیاب، فیلم ممنوعه، (دو زبان)
@Archivesbooks
⛵️یک میلیـون کـتاب "PDF و صـوتی"
@PDF_and_audio_library
⛵️معلومات کمیاب طبی و درمانی
@internationalmedicaluseful
⛵️اشعار کوتاه
@ashaar_nabb
⛵️بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم
@matlabravanshenasi
⛵️جملاتی که شما رو میخکوب میکنه!
@its_anak
⛵️هر کتابی رو میخای از اینجا دانلود کن
@majalleye_ketab
⛵️ پادکست زندگی
@lifepoodcast
⛵️گلهای جاویدان
@golhayejavidaneiran
⛵️جذب جنس مخالف با شگردهای روانشناسی
@moshavereh_shoma
⛵️انگیزه رشد و موفقیت
@angizeyeroushd
⛵️نکات کاربردی TOEFL و IELTS
@WritingandGrammar1
⛵️مولانا حافظ شهریار ،شعر و موزیک
@onlyshear
⛵️دوره های رویال مایند رایگان
@royallmiind
⛵️گنجینه
@GANJINHH
⛵️ویدئو و سخنان دانشمندان فیزیک
@endishea
⛵️فیتنس،رژیم،علم تمرین
@FitnessBody97
⛵️دلارام
@Dellaram34
⛵️انگلیسی بیاموزیم
@Learn_4_english
⛵️یوگا سلامتی جسم وروح
@yougasozok
⛵️منبع جدیدترین فیلم و سریال ها
@Play_Fillm
⛵️روانشناس خودت باش
@sh351b
⛵️کافه میم
@cafeemiim
⛵️عشق، نور، آگاهی
@IAM_infinity000
⛵️پند های ناب قرآنی
@ISLAMICINFO_2023
⛵️حس سبز
@HesseSabzz
⛵️کتاب دانش
@ktabdansh
⛵️ دلت گرفته وهیچی حالتو خوب نمیکنه
@ravankhob
⛵️تاریخ و ادبیات
@Historyliteratureworld
⛵️بوسه عشق
@Booose_eshgh
⛵️کتاب سل
@Ketabsel
⛵️نکات کاربردی زبان انگلیسی
@zabanschool101
⛵️درمان بیماریها با نسخههای دکتر خیراندیش
@tebesinaa
⛵️رمان های راوی قصه گو
@ntalebiidastan1028
⛵️رویایی بهشت
@arslan_400
⛵️جراحان برتر افغان
@medicine500
⛵️به بلوغ عاطفی رسیدی؟!
@Mind_plussss
⛵️بکگراند کارتونی | تِم فانتزی مود
@ThemeMood
⛵️فانوس
@Faaanos
⛵️گلچین اشعار زیبا
@najvayee
⛵️آموزش عربی
@Arabicconversation20
⛵️طبیعت ✿ خانه قدیمی
@Khonehghadimi
⛵️جملات ناب انگیزشی
@jomalatnab_angizeshi
⛵️با غذاهای محلی آشپزباشی
@maman_paz3
⛵️کتاب خوان
@welll_read
⛵️همیشه راهی هست
@hamisherahi_hast
⛵️نیلوفر درون
@nilofaredaroon
⛵️کافه شعر
@cafe3Sher
⛵️باغبون خودت باش
@Maryamgarden
⛵️شعر های ناب فارسی
@ashar_nab_official
⛵️قشنگترین عکس نـوشته
@AKSnaweshtae_NAB
⛵️عاشقانه های من و زندگیم
@asheghnh58
⛵️پند های ناب بزرگان
@sokhanan_bzrgan
⛵️شهر کتاب
@Iftlis_library
⛵️غزل های ناب
@Ghazal_nabb
⛵️پرسش و پاسخ انگلیسی
@English_quizEss
⛵️رمز و رازهای زندگی
@romanceword
⛵️انجمن فیزیک دانشگاه هرات
@physics_786
⛵️کانال طبی افغان
@medical_af
⛵️زیباترین و دلنشینترینها سال 2025
@Pisht_AZ_an
⛵️تقویت رابطه زناشویی با لحظات آرام و ساده
@hamsardarry
⛵️واج های عشق
@vaj_hay_eshgh
⛵️کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@khosrowchannel
⛵️شعرناب و کوتاه
@sher_moshaer
⛵️کتابهای صوتی آرامش با داستان
@arameshbadastan
⛵️بهترین اشعار کمیاب
@seda_tanha
⛵️بیوانگلیسی
@biow_english
⛵️سر كودكت داد میزنی و نمیدونی چیکار کنی!
@kodaknojavan
⛵️آموزش دکوراسیون منزل
@TazeineManzel
⛵️زیباترین اشعار مولانا
@Ashaarmolana
⛵️دانلود کتاب ورمان برتر
@book_and_roman_library
⛵️کتابهای نایاب علمی و طبی
@FA_TI_MI
⛵️ورزش در خانه
@gymmhomee
⛵️کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
@anjomanenevisandegan_ir
⛵️مجموعه کتاب صوتی و فیلم کوتاه
@ArchiveAudio
⛵️کتابخوانهاعضو شوند
@mutaliagaran
📕مطالب بهترین کتابها
@Ketabzharf
---------
🎯هماهنگی تبادل و تبلیغ:
@rti_ebi
🍎خوراکی سالم و اندام زیبا
@organicketo
⛵️کتاب کمیاب، فیلم ممنوعه، (دو زبان)
@Archivesbooks
⛵️یک میلیـون کـتاب "PDF و صـوتی"
@PDF_and_audio_library
⛵️معلومات کمیاب طبی و درمانی
@internationalmedicaluseful
⛵️اشعار کوتاه
@ashaar_nabb
⛵️بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم
@matlabravanshenasi
⛵️جملاتی که شما رو میخکوب میکنه!
@its_anak
⛵️هر کتابی رو میخای از اینجا دانلود کن
@majalleye_ketab
⛵️ پادکست زندگی
@lifepoodcast
⛵️گلهای جاویدان
@golhayejavidaneiran
⛵️جذب جنس مخالف با شگردهای روانشناسی
@moshavereh_shoma
⛵️انگیزه رشد و موفقیت
@angizeyeroushd
⛵️نکات کاربردی TOEFL و IELTS
@WritingandGrammar1
⛵️مولانا حافظ شهریار ،شعر و موزیک
@onlyshear
⛵️دوره های رویال مایند رایگان
@royallmiind
⛵️گنجینه
@GANJINHH
⛵️ویدئو و سخنان دانشمندان فیزیک
@endishea
⛵️فیتنس،رژیم،علم تمرین
@FitnessBody97
⛵️دلارام
@Dellaram34
⛵️انگلیسی بیاموزیم
@Learn_4_english
⛵️یوگا سلامتی جسم وروح
@yougasozok
⛵️منبع جدیدترین فیلم و سریال ها
@Play_Fillm
⛵️روانشناس خودت باش
@sh351b
⛵️کافه میم
@cafeemiim
⛵️عشق، نور، آگاهی
@IAM_infinity000
⛵️پند های ناب قرآنی
@ISLAMICINFO_2023
⛵️حس سبز
@HesseSabzz
⛵️کتاب دانش
@ktabdansh
⛵️ دلت گرفته وهیچی حالتو خوب نمیکنه
@ravankhob
⛵️تاریخ و ادبیات
@Historyliteratureworld
⛵️بوسه عشق
@Booose_eshgh
⛵️کتاب سل
@Ketabsel
⛵️نکات کاربردی زبان انگلیسی
@zabanschool101
⛵️درمان بیماریها با نسخههای دکتر خیراندیش
@tebesinaa
⛵️رمان های راوی قصه گو
@ntalebiidastan1028
⛵️رویایی بهشت
@arslan_400
⛵️جراحان برتر افغان
@medicine500
⛵️به بلوغ عاطفی رسیدی؟!
@Mind_plussss
⛵️بکگراند کارتونی | تِم فانتزی مود
@ThemeMood
⛵️فانوس
@Faaanos
⛵️گلچین اشعار زیبا
@najvayee
⛵️آموزش عربی
@Arabicconversation20
⛵️طبیعت ✿ خانه قدیمی
@Khonehghadimi
⛵️جملات ناب انگیزشی
@jomalatnab_angizeshi
⛵️با غذاهای محلی آشپزباشی
@maman_paz3
⛵️کتاب خوان
@welll_read
⛵️همیشه راهی هست
@hamisherahi_hast
⛵️نیلوفر درون
@nilofaredaroon
⛵️کافه شعر
@cafe3Sher
⛵️باغبون خودت باش
@Maryamgarden
⛵️شعر های ناب فارسی
@ashar_nab_official
⛵️قشنگترین عکس نـوشته
@AKSnaweshtae_NAB
⛵️عاشقانه های من و زندگیم
@asheghnh58
⛵️پند های ناب بزرگان
@sokhanan_bzrgan
⛵️شهر کتاب
@Iftlis_library
⛵️غزل های ناب
@Ghazal_nabb
⛵️پرسش و پاسخ انگلیسی
@English_quizEss
⛵️رمز و رازهای زندگی
@romanceword
⛵️انجمن فیزیک دانشگاه هرات
@physics_786
⛵️کانال طبی افغان
@medical_af
⛵️زیباترین و دلنشینترینها سال 2025
@Pisht_AZ_an
⛵️تقویت رابطه زناشویی با لحظات آرام و ساده
@hamsardarry
⛵️واج های عشق
@vaj_hay_eshgh
⛵️کانالِ فلسفیِ « تکانه »
@khosrowchannel
⛵️شعرناب و کوتاه
@sher_moshaer
⛵️کتابهای صوتی آرامش با داستان
@arameshbadastan
⛵️بهترین اشعار کمیاب
@seda_tanha
⛵️بیوانگلیسی
@biow_english
⛵️سر كودكت داد میزنی و نمیدونی چیکار کنی!
@kodaknojavan
⛵️آموزش دکوراسیون منزل
@TazeineManzel
⛵️زیباترین اشعار مولانا
@Ashaarmolana
⛵️دانلود کتاب ورمان برتر
@book_and_roman_library
⛵️کتابهای نایاب علمی و طبی
@FA_TI_MI
⛵️ورزش در خانه
@gymmhomee
⛵️کتابخانه انجمن نویسندگان ایران
@anjomanenevisandegan_ir
⛵️مجموعه کتاب صوتی و فیلم کوتاه
@ArchiveAudio
⛵️کتابخوانهاعضو شوند
@mutaliagaran
📕مطالب بهترین کتابها
@Ketabzharf
---------
🎯هماهنگی تبادل و تبلیغ:
@rti_ebi
بیا ای یار کامروز آن مایی
چو گل باید که با ما خوش برآیی
خدایا چشم بد را دور گردان
خداوندا نگه دار از جدایی
اگر چشم بد من راه من زد
به یک جامی ز خویشم ده رهایی
نهادم دست بر دل تا نپرد
تو دل از سنگ خارا درربایی
نه من مانم نه دل ماند نه عالم
اگر فردا بدین صورت درآیی
بیا ای جان ما را زندگانی
بیا ای چشم ما را روشنایی
به هر جایی ز سودای تو دودی است
کجایی تو کجایی تو کجایی
یکی شاخی ز نور پاک یزدان
که جان جان جمله میوههایی
به لطف از آب حیوان درگذشتی
کند لطفش ز لطف تو گدایی
اگر کفر است اگر اسلام بشنو
تو یا نور خدایی یا خدایی
خمش کن چشم در خورشید درنه
که مستغنی است خورشید از گدایی
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۱
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb
چو گل باید که با ما خوش برآیی
خدایا چشم بد را دور گردان
خداوندا نگه دار از جدایی
اگر چشم بد من راه من زد
به یک جامی ز خویشم ده رهایی
نهادم دست بر دل تا نپرد
تو دل از سنگ خارا درربایی
نه من مانم نه دل ماند نه عالم
اگر فردا بدین صورت درآیی
بیا ای جان ما را زندگانی
بیا ای چشم ما را روشنایی
به هر جایی ز سودای تو دودی است
کجایی تو کجایی تو کجایی
یکی شاخی ز نور پاک یزدان
که جان جان جمله میوههایی
به لطف از آب حیوان درگذشتی
کند لطفش ز لطف تو گدایی
اگر کفر است اگر اسلام بشنو
تو یا نور خدایی یا خدایی
خمش کن چشم در خورشید درنه
که مستغنی است خورشید از گدایی
#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۱
🍃♥
Join ➣↻ @Ghazal_nabb