Telegram Web Link
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نقد_رمان

#والادگر_نیستی

🔰 موضوع رمان جالب و جدید هست.

🔰 نوع نگارش ترکیبی از سبک عامیانه و کتابی هست که خوب مدیریت شدن و باعث لذت بخش شدن داستان شده.

🔰 غالبا روایت با سوم شخص هست که من خوشم اومد.

🔰 قلم نویسنده نسبت به اینکه اولین رمانشون هست خیلی خوبه.

🔰 ژانر عاشقانه ملموس و زیبا تصویر شده.

🔰 این رمان پر از فراز و نشیب هست و تقریبا خواننده توی هرپارت شوکه یا هیجانی شده.

🔰 تعداد کاراکترها نسبتا زیادن ولی همگی عالی مدیریت شدن... هر کاراکتر سرنوشت خاص و تاثیر گذاری داره.

🔰 دیالوگ‌ها کاملا شخصی‌سازی شدن و هرکسی لهجه و حتی تیکه کلام های مخصوص به خودش رو داره.

🔰 انتقال احساسات به شدت عالی هستن و خیلی خوب میتونی هر حسی رو درک کنی.

🔰 وقایع بسیار جالب و خاص هستن.

🔰 زمان بندی بیان داستان کاملا یکنواخت بود.

🔰 طی داستان به مسائل اخلاقی و رفتاری خاصی مثل اهمیت زیاد خانواده، احترام متقابل، وفاداری، از خودگذشتگی، بدفرجام شمردن انتقام و... پرداخته شده بود که بسیار تحسین برانگیز بود.

🔰 من با خوندن این رمان به شدت لذت بردم و بی‌صبرانه منتظر جلد دوم هستم
این رمان رو به تمامی دوستداران ژانر عاشقانه_معمایی_ هیجانی پیشنهاد میکنم.

💚 با تشکر از بانو
#سودا_ترک💚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch.از کفر من تا دین تو.pdf
16.4 MB
♥️🎁#سوپرایزفوق‌ویژه‌🎁♥️

#پرطرفدار💥🍂


ســــ💗ـــوپـــــرایـ🎊ـــز

.📚
#از_کفر_من_تا_دین_تو
نویسنده :
#S_Fateme_Moosavi
ژانر :
#عاشقانه

📑خلاصه:
دختری خسته از ردپای بی رحم روزگار و سختی مشکلات، با لبخندی زیبا بر روی لبان غنچه شده اش به روی ایام و اطرافیان دل از همه میبرد...
کما اینکه در همین گوشه کنار حوالی خط لبخندش مردی با قلب سنگی، گیر قلاب نگاه مخمورش شد و دل از کف داد.


★از کفر من تا دین تو★
🥳🥳🥳🥳🥳🎁🎁🎁🎁🎁🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊






#جدید
⋆‌ 
#پرطرفدار
#فوق_سوپرایز
https://www.tg-me.com/Roman_Khone_Ch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اسپویل_از_کفر_من_تا_دین_تو
نقد از:فاطمه
دختر داستان اسمش سامانتاس با مادرش زندگی میکنه
مادرش فلجه و فقط حضور فیزیکی داره
از خانواده پدریش فرار میکنه چون راضی به ازدواج با پسر عموش نبوده سر سفره عقد میزنه زیر همه چی جواب رد میده
رشته ش پزشکیه
تو یه بیمارستان خصوصی دوره طرحشو میگذرونه
و یه دوست صمیمی هم داره که توی بیمارستان باهم همکار هستن
پسر رئیس بیمارستان روی سامانتا کراش داره
و به سامی(دختر داستان) پیشنهاد دوستی میده ولی سامی بهش جواب رد میده
پسره(اسمشو نمیدونم)بخاطر موقعیتی که داره و باباش رئیس بیمارستانه میخاد با سوءاستفاده از موقعیتش سامی رو اذیت میکنه
سامی بچم کمی قلدر تشریف داره
میزنه مماخ پسره رو میشکنه
یه صدا از پسره ضبط میکنه به پدر پسره چون نفوذ داره نشون میده و ازش میخاد کخ کارای انتقال ش به یه بیمارستان دیگه رو انجام بده
تا این پسره دست از سرش بر داره
پسره میخاد انتقام مماخ گوگولی ش رو از سامی بگیره
با یکی هم دوره ای های سامی دست به یکی میکنن
سامی رو تو بیمارستان خفت میکنن و پسره میخواست به سامی تعرض کنه
و بعلههه سامی جان دوباره جکی چان میشه
می نه دوباره مماخ پسره رو میشکنه
و خیلی جیغ جیغ میکنه همه میرسن و واقعه رو تماشا میکنناز بیمارستان معلق میشه در همین حین هم ساکنان ساختمانی که زندگی مکنن تصمیم گرفته بودن که بکوبن و ساختمون جدید بسازن و خب سامانتا اول راضی نبود و مهندس ساخت و ساز یکی دو بار تهدیدش میکنه
چون از دو جا مورد ازار قرار گرفته بود مادرش رو میزاره سالمندان خودش توی عمارت هامرز خدمتکار میشه
حدود یک ماه قرار داد میبنده
متاسفانه پسر عموش شریک کاری هامرز میشه و پاش به عمارت بازمیشه، سامانتا اونو میشناسه و اونم یکم شک میکنه که براش خیلی اشنا هستش
سامانتا که میبینه داره لو میره میخواسته وقتی قرار دادش تموم بشه از عمارت بره که یکی از خدمتکار ها ی گلدون عتیقه رو میشکنه یا دوست پسرس که ناظر دوربین ها هست فیلم رو پاک میکنن و میدازن گردن سامانتا
هامرزهم از این موقعیت استفاده میکنه
هامرز هم میگه یا باید پولش رو بدی تا بزارم بری یا هم ی مدت باید هر چی من میگم انجام بدی
سامانتا به عنوان دکتر میره کارخونه هامرز(چون دیگه متوجه شدهبودن که دکترهست و داره از پرهام فرار میکنه) سروش دوست فامیل پرهام هست) اونجا پسر عموش چندین بار در موردش میپرسه هامرز هم شک میکنه و از پدربزرگ سامانتا زخم خورده بوده و وقتی متوجه میشه سامانتا نوه اون هست طعمه میکنه و میزنه سر قلاب
توی مدتی که سامانتا توی کارخونه بوده پرهام بیخیالش نشده بوده و ی روز اونو میدزده، قبل از اینکه خودش بیاد سامانتا فرار میکنه و وقتی هامرز هم پرهام و همدست هاش رو میگیره رو پدرشونو در میان
و همینجا هم اعتراف میکنه که ازت خوشم اومده و تو دیگه نمیتونی از دستم فرار کنی 😁😁😁🤣
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. تکنیک مخ زنی 1.pdf
5.7 MB
Roman_Khone_Ch. تکنیک مخ زنی ۲.pdf
8.4 MB
♥️🎁#سوپرایزفوق‌ویژه‌🎁♥️

#پرطرفدار💥🍂


ســــ💗ـــوپـــــرایـ🎊ـــز

رمان :
#تکنیک_های_مخ‌_زنی¹و²

نویسنده :
#حمیده_خوشبخت

ژانر :
#عاشقانه #اجتماعی #طنز #درام

خلاصه :
نگار رویاهای من ،با باتلاق ترسناکی دست و پنجه نرم می کنه؛ نوجوانی !اون دلش می خواد زندگیش پر از هیجان باشه و
از دوران نوجوانیش نهایت لذت رو ببره .اما نمی دونه چه طوری ! همه چیز از رفتن به اصفهان شروع میشه؛
وقتی که به کارهای پلید برادرهاش پی می بره و اون زمانه که یه جنگ شروع میشه .
یه جنگ بین سه تا مدرسه که از قضا دقیقا کنار هم هستن.....




★تکنیک مخ زنی ★
🥳🥳🥳🥳🥳🎁🎁🎁🎁🎁🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊






#جدید
⋆‌ 
#پرطرفدار
#فوق_سوپرایز
https://www.tg-me.com/Roman_Khone_Ch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. شیاطین سیاه.pdf
5.8 MB
♥️🎁#سوپرایزفوق‌ویژه‌🎁♥️

#پرطرفدار💥🍂


ســــ💗ـــوپـــــرایـ🎊ـــز

رمان :
#شیاطین_سیاه

نویسنده : 
#حمیده_خوشبخت

ژانر :
#عاشقانه #طنز #فانتزی

خلاصه :
راجب پنج تا دختر که به قولی واسه خودشون یه پا سم هستن. مجبور میشن به شهر دیگه نقل مکان بکنن و وارد دانشگاه بشن. شاید به ظاهر مکان آرومی باشه اما داخل طبقه ی ممنوعه خبری از آرامش نیست. چه چیزی داخل طبقه‌ ممنوعه وجود داره؟ یا بهتره بگیم... چه کسانی؟



★شیاطین سیاه ★
🥳🥳🥳🥳🥳🎁🎁🎁🎁🎁🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎁🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎊






#جدید
⋆‌ 
#پرطرفدار
#فوق_سوپرایز
https://www.tg-me.com/Roman_Khone_Ch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2024/10/01 19:29:00
Back to Top
HTML Embed Code: