روز عدد پی- ۱۴ مارس روز خاصی برای دنیای علم است. دو تن از غولان این دنیا، یکی در این روز به دنیا میآید، دیگری از دنیا میرود. آنکه آمد اینشتین بود، آنکه رفت هاوکینگ بود. اینشتین در ۱۸۷۹ در ۱۴ مارس به دنیا آمد، هاوکینگ در ۲۰۱۸ در ۱۴ مارس از دنیا رفت. اما ۱۴ مارس شهرت دیگری هم دارد. اهل دانش این روز را به خاطر شکل تقویمیاش ۱۴/ ٣ اسمش را روز پی گذاشتهاند. در باره اینشتین و هاوکینگ:
مغز اینشتن
ایزد درک راز
لطفاً دوستان خود را هم به کانال ها دعوت کنید.
telegram: www.tg-me.com/apjmn
telegram: www.tg-me.com/Quantum_by_Abbas_Pejman
instagram.com/pejman_abbas
مغز اینشتن
ایزد درک راز
لطفاً دوستان خود را هم به کانال ها دعوت کنید.
telegram: www.tg-me.com/apjmn
telegram: www.tg-me.com/Quantum_by_Abbas_Pejman
instagram.com/pejman_abbas
این عکس که اینجا میبینید، جدیدترین عکسی است که تیمی از پژوهشگران دانشگاه کورنل آمریکا، به سرپرستی دیوید مولر، از اتمها گرفتهاند. این عکس ظاهراً واضحترین عکسی است که میشود از اتمها گرفت. تاری مختصری که در آن دیده میشود، فقط ناشی از تکان خوردن خود اتمهاست، که آن هم از بین بردنی نیست.
@Quantum_by_Abbas_Pejman
@Quantum_by_Abbas_Pejman
چرا، در حالی که قوانین فیزیک با زبان ریاضی یا با فرمولهای ریاضی بیان میشوند، در ریاضیات اثبات داریم اما در فیزیک نداریم؟ ریاضیات و فیزیک یکی نیستند. دوچیز مختلفاند. اما میتوانند به همدیگر کمک کنند. فرمولهای ریاضی میتواند زبانی برای قوانین فیزیک باشد و اتفاقات دنیای فیزیک میتواند مصداقی برای بعضی پیشبینیهای ریاضی باشد. یا گاهی با بعضی پدیدههایش ریاضی را به کشف فرمولهای دیگری رهنمون شود. مثل کلاپس تابع موج که صحبت جهانهای موازی و فرمولهای آن را به وجود آورد. اما اینها، فیزیک و ریاضی، دو چیز مختلفاند. موضوع ریاضیات استدلال است. ریاضیات علم استدلال محض است. آن حروفی که در فرمول های ریاضی نوشته میشوند، X و Yو Z و غیره، آنها معنی خاصی برای ریاضیدان ندارند. این که چه چیزی مصداق آنها باشد، برایش فرقی نمیکند. حتی اگر هیچ مصداقی هم برایش نباشد، باز فرقی نمیکند. آنچه برای ریاضیات مهم است، درست استدلال کردن است. برای ریاضیات فقط این مهم است که اگر X=Y باشد و Y=Z، آنگاه X=Z خواهد بود. دیگر برایش فرقی ندارد که این Z و Yو X چه باشند. هر ایکسی که با هر ایگرگی مساوی باشد، و آن ایگرگ هم با هر زدی مساوی باشد، آنگاه آن ایکس و این زد هم مساوی خواهند بود. اما فیزیک این چنین نیست. فیزیک از چیزهایی حرف میزند که کاملاً مشخص هستند. الکترون، انرژی، مدارهای انرژی در اتم، فوتون، نیروی گرانش، سرعت نور وغیره، همه چیز فیزیک مشخص است چه چیزهایی هستند. در هر حال قسمت مهم فیزیک از این چیزهای مشخص تشکیل میشود. حتی اگر یک قسمت از آن هم باشد که معلوم نیست آن چیزهایی که از آنها حرف میزند واقعاً وجود دارند یا نه. مثلاً همان جهانهای موازی. درواقع فقط این قسمت از فیزیک است که با ریاضیات یکی میشود. و چون هنوز واقعاً معلوم نیست وجود خارجی داشته باشند، نمی شود آن ها را چندان جدی گرفت. اما بقیه فیزیک، که از چیزهای واقعی و مشخص حرف میزند، با ریاضیات فرق دارد. گذشته از این، ماهیت شناخت هم در این دوتا با هم فرق میکند. در ریاضیات، تو فقط با فکر میتوانی همه قوانین استدلال را استخراج کنی. عملاً هم همین است. ریاضیدان فقط با نیروی فکر خودش میتواند به همه گوشه و کنارها و اعماق حوزه عمل خود دسترسی داشته باشد. مهم هم نیست مصداقی برای آن چیزی که ثابت کرده است وجود داشته باشد یا نه. خود استدلال اگر درست و منطقی باشد کفایت میکند. مثل همان فرمولهایی که از جهانهای موازی حرف میزنند. اما در فیزیک تفکر به تنهایی کفایت نمیکند. در فیزیک مشاهده مهمتر از تفکر است. فیزیکدان تا چیزی را نتواند مشاهده کند، و مشاهده او قابل تکرار برای دیگران نباشد، نمیتواند بگوید به شناخت رسیده است. بعد هم او به همه جای حوزه عمل خود، که از دنیای اتم تا اعماق کهکشانها را در بر میگیرد، دسترسی ندارد. او فعلا فقط قسمت بسیار کوچکی از این دنیا را میتواند مشاهده کند. برای همین است که نمیتواند با قطعیت بگوید این پدیدههایی که او در این قسمت کوچک از دنیا مشاهده میکند، در هر جای دیگر این دنیا هم مثل همین قسمت اتفاق میافتند یا نه. او فقط در صورتی میتواند این را با قطعیت بگوید که بتواند آن پدیده را در هر جای دیگر از دنیا هم آزمایش یا مشاهده کند. او خودش شناخت را برای خودش به این صورت تعریف کرده است. شناخت برای او با مشاهده و آزمایش معنی پیدا میکند، نه با استدلال صِرف. بنابراین، اینکه میگویند قوانین فیزیکی اثبات پذیر نیستند، معنایش در واقع این است: من فعلا آن قدرت را ندارم که همه جای این دنیا را مشاهده کنم، بنابراین نمیتوانم ببینم این پدیدهای که اینجا در این قسمت کوچک از دنیا اتفاق میافتد، در هر جای دیگر دنیا هم درست به همین صورت میتواند تکرار شود. عباس پژمان
@Quantum_by_Abbas_Pejman
@Quantum_by_Abbas_Pejman