This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هدیه شهاب حسینی به مخاطبانش به مناسبت آغاز سال نو

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
قُلْ للمَليحَةِ في الخِمارِ الأسودِ
ماذا فَعَلتِ بِزاهِدٍ مُتَعبِّدِ

قَد كان شَمَّرَ للصلاةِ ثیابَهُ
حَتى وَقَفتِ لَه بِبابِ المَسجدِ

رُدِّي عَلَيهِ صَلاتَهُ وصيامَهُ
لا تَقتُليهِ بِحَقِّ دِينِ مُحَمَّدِ

به آن زیبارویی که روسری سیاه بر سر دارد بگو تو با زاهد عابد چه کردی؟

او برای نماز آستین بالا زده بود تا آن‌زمان که تو بر درب مسجد ایستادی

نماز و روزه اش را به او برگردان و تو را قسم به دین محمد او را (در این عشق) هلاک مکن!

ربيعة بن عامر [مسكين دارمي]

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
▪️گفتند:
«داروی دل چیست؟»
گفت:
«از مردمان دور بودن.»

ذکر عبدالله بن مبارک مروَزی رَحمةُ اللّه عَلیه
تذکرة‌الاولیاء عطّار نیشابوری

https://www.tg-me.com/AZADANDISHI93
می‌توان کم‌وبیش بدون خاطره زندگی کرد، اما ادامه‌ی زندگی بدون فراموشی ناممکن است.

جبران خليل جبران

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
کوه صبرم من ولی از غصه می‌دانم شبی؛
بی‌گمان این غم مرا آخر ز دنیا می‌برد

آنجلا

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
و وقتی تقریبا باورش کردم،
خنجرش رو توی سینه‌م فرو کرد،
در‌حالی‌که لبخند می‌زد، لبخندی شیرین

غاده السمان

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
هی دلبستگی، دلبستگی به زندگانی! زندگانی چه بود؟ ای داد آدمیزاد آدمیزاد شیر خام خورده! کاش خود می‌دانست که چیست، که کیست. من که ندانستم، ندانستم. فقط این را دانستم و می‌دانم که آدمیزاد فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است؛ این را دانستم و می‌دانم که آدم به آدم است که زنده است آدم به عشق آدم زنده است.

محمود دولت آبادی
کلیدر

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
اگر به جای قَلبت،
با سپاهی از آدم ها
می‌جَنگيدم،
قطعا پيروز می‌شدم...

خالد صدقه

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
آشوب درونش را نه کلمات می‌توانست بیان کند و نه فریادها...

داستایوفسکی

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
ما هر کسی را طوری می‌کشیم:
بعضی را با گلوله. بعضی را با حرف. بعضی را با کارهایی که کردیم و بعضی را با کارهایی که تا به امروز برای‌شان نکردیم.

فئودور داستایوفسکی

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
پيش از آن كه
معشوقه ام شوى
با هر كلامى كه مى خواستم،
عشق ورزى مى كردم
و با هر معنى كلمه اى،
كه خواهانش مى شدم،
ازدواج مى كردم!
پس از اين كه
معشوقه ام گشتى،
جز چشمانت،
كه مملو از اندوه و سرمه و
مرغان دريايى است!!
چيزى از ساحل درياى مديترانه،
به ياد ندارم

نزار قبانی

https://www.tg-me.com/NAZAR_QABANY
2025/04/05 07:19:52
Back to Top
HTML Embed Code: