Telegram Web Link
ادب‌سار pinned «🟪🔶 شما بنویسید واژه‌ی «کروکی» از واژه‌هایی است که در کوشش‌های واژه‌گزینی و در واژه‌نامه‌ها کمتر به آن پرداخته شده است. فرهنگستان زبان و ادب پارسی واژه‌ی «ترسیمه» را بر پایه‌ی «ترسیم» برگزیده که واژه‌ای بیگانه است. پیشنهاد ادبسار برای پارسی‌سازی این واژه…»
🌱 یاد باد از سراینده‌ی بی‌باک و پیشرو
فروغ پرفروغ
که فرزند زمان خویش نبود
که خود را یافت و زنانگی‌اش را

🌱 «فروغ فرخزاد» دو بار زاده شد
یک بار از مادر و یک بار از خویشتن
۸ دی ۱۳۱۳ / ۲۴ بهمن ۱۳۴۵

@AdabSar

🌱 بریده‌هایی از پارسی سروده‌های فروغ:

🌱 دست‌هایم را در باغچه می‌کارم
سبز خواهم شد
می‌دانم می‌دانم می‌دانم
و پرستوها
در گودی انگشتان جوهری‌ام
تخم خواهند گذاشت


🌱 نیست یاری تا بگویم راز خویش
ناله پنهان کرده‌ام در ساز خویش
چنگ اندوهم خدا را زخمه‌ای
زخمه‌ای تا برکشم آواز خویش


🌱 دانی از زندگی چه می‌خواهم
من تو باشم تو پای تا سر تو
زندگی گر هزارباره بود
بار دیگر تو بار دیگر تو


🌱 بس که لبریزم از تو می‌خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبُک‌سایه‌ی تو آویزم


🌱 آنچه در من نهفته دریایی‌ست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتنم باشد


🌱 یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری كه مرا یاد كند
دیده‌ام خیره به ره ماند و نداد
نامه‌ای تا دل من شاد كند


🌱 می‌سوزم از این دورویی و نیرنگ
یکرنگی کودکانه می‌خواهم
ای مرگ از آن لبان خاموشت
یک بوسه‌ی جاودانه می‌خواهم


🌱 پا بر سر دل نهاده می‌گویم
بگذشتن از آن ستیزه‌جو خوش‌تر
یک بوسه ز جام زهر بگرفتن
از بوسه‌ی آتشین او خوشتر


🌱 رنگ چشمش را چه می‌پرسی ز من
رنگ چشمش کی مرا پابند کرد
آتشی کز دیدگانش سر کشید
این دل دیوانه را در بند کرد


🌱 آری آغاز دوست‌داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست‌داشتن زیباست


🌱 گاهی باید دروغ را راست پنداشت
و گاهی راست را دروغ
بی فریب‌خوردن
زندگی سخت است


🌱 اگر ای آسمان خواهم که یک روز
از این زندان خامُش پر بگیرم
به چشم کودک گریان چه گویم
ز من بگذر که من مرغی اسیرم


🌱 به راه پر ستاره می‌کشانی‌ام
فراتر از ستاره می‌نشانی‌ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره‌چین برکه‌های شب شدم


#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
🌱 B2n.ir/Forough
یکی گفت کای شهرْیارِ بلند
درِ مرگ و پیری تو بر ما ببند

چنین داد پاسخ ورا شهرْیار
که با مرگْ خواهش نیاید به کار

چه پرهیزی از تیزچنگ اژدها
که گر زآهنی زو نیابی رها

جوانی که آید بمابَر دراز
هم از روز پیری نیابد جواز
#فردوسی

و همواره:
به کام تو خواهم که باشد جهان


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
❄️
❄️❄️
ادب‌سار
🟪🔶 شما بنویسید واژه‌ی «کروکی» از واژه‌هایی است که در کوشش‌های واژه‌گزینی و در واژه‌نامه‌ها کمتر به آن پرداخته شده است. فرهنگستان زبان و ادب پارسی واژه‌ی «ترسیمه» را بر پایه‌ی «ترسیم» برگزیده که واژه‌ای بیگانه است. پیشنهاد ادبسار برای پارسی‌سازی این واژه…
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه


🟪🔶 مهران گلستانی ماچک‌پشتی:
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود
که تارش خِرَد باشد و داد پود

درود مهربان
به دیدگاه من شاید «نشانه‌نگاری» می‌تواند برابر واژه‌ی ترسیمه و کروکی به‌کار گرفته شود
پیروز باشید و پایدار


🟪🔶 بزرگمهر صالحی:
درودها
با نگرش به دیدگاه فرهنگستان در برساخت واژه‌ی ترسیمه که خود بیگانه است، در کندوکاو ما در فرهنگ ریشه‌شناختی جاوید پاژین که ما با یکدیگر همکاری در آن بخش داریم، به واژه‌های
«آساشه» و «نماویس» برخوردیم که هم ژرف‌تر و هم خوش ساخت‌تر از واژگان نوشته شده از سوی شما و هر آنکه آن‌ها را پیش نهاده است می‌باشد. انگاره بسیار نابجا می‌نماید تا نما آوایی برای کروکی.
با سپاس بزرگمهر صالحی


🟪🔶 ا TheRain:
درود بر گرداننده‌ی ارجمند کانال خوب ادب‌سار

امید دارم فرهنگستان زبان و ادب پارسی کمی به خودش بیاد و همون اندازه که به واژگان فرنگی زودکنشی داره برای واژگان بیگانه‌ی اربی هم زودکنش باشه چرا که به‌پیشامد این زورواژگان اربی هستن که زبان پارسی رو تا این اندازه نابسامان و آشفته کردن!!!!
و نیازه که فراخور یک برنامه‌ریزی زماندار، با بازرسی و بازبینی خود فرهنگستان، واژگان سره پارسی کم‌کم در نبیک‌های آموزه‌ای آموزشگاه‌ها و دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها، جایگزین واژگان بیگانه به ویژه اربی بشه و آهسته آهسته این زبان رو به هالت پویایی و سرزندگی خودش برگردونیم.
پیشنهاد من برای جایگزین واژه فرانسوی «کروکی» بدینگونه‌ست:
«پیش‌نگاره»، «الگو»، «پیش‌الگو»، «الگوواره»، «پیش‌نخشه» (در فربود «نقش» اربیده‌ی واژه‌ی پارسی «نخش» هست و میشه از روی همین نخشه رو ساخت)
هر کدوم فراخور جایی که نیازه می‌تونه به کار بره.
با سپاس از شما
کامیاب و پیروز باشید🌷


🟪🔶 شما هم پیشنهاد خود را برای هم‌اندیشی و هم‌رسانی به یکی از این دو نشانی بفرستید. نیاز به یادآوری است که هم رسانی پیام‌های رسیده نشانه‌ی پسندش(تایید) آن‌ها نیست.
@New_View
@MajidDorri
ادب‌سار
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه 🟪🔶 مهران گلستانی ماچک‌پشتی: ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود که تارش خِرَد باشد و داد پود درود مهربان به دیدگاه من شاید «نشانه‌نگاری» می‌تواند برابر واژه‌ی ترسیمه و کروکی به‌کار گرفته شود پیروز باشید و پایدار…
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه


🟪🔶 فلاح:
با درود و تشکر از حساسیت شما.
وقتی ترسیمه در اصل خودش دچار مشکله و واژه فارسی نیست دیگه حتی نباید پیسنهاد شه. فرهنگستان بر طبق عملکرد چندی ساله که گواه واژگان پر از ایراد میباشد رفتار می‌کند.
به نظر من که «انگاره» در بر گیرنده همه جوانب واژه کروکی است چون این واژه در واقع هویت ذهنی داره و باید ابتدا در تجسم منتقل شود نه درترسیم.
امیدوارم منظورم رو واضح بیان کرده باشم .چون به نظر من تمام حروف روح دارند و باید در ظرفیت خودشون از اونا استفاده کرد و گواه اون داشتن چند نگارش از یک حرف که باید در جایگاه حسی وروانی خودش قرار بگیره چراکه ما زبانی چند فرهنگی و چند گویشی داریم
من متخصص نیستم اما عاشق زبان فارسی هستم و همیشه با بچه‌هام فقط بخاطر خواندن و نگارش و واژه های فارسی سختگیری کردم.
پیروز باشید


🟪🔶 جعفری:
درود و سپاس بیکران برای تلاش‌های پایان‌ناپذیر شما و دوستانتان در پاسداری از زبان پارسی

برای واژه ی کروکی می توانیم از واژه‌های «بیرنگ» (طراحی بدون رنگ) یا «پیرنگ» (طراحی اولیه و کلی) بهره ببریم.
و واژه های «پیرنگه» _ «پیرنگک» یا «بیرنگه» _ «بیرنگک» را برگزینیم.
پیشنهاد بنده «پیرنگک» است، چرا که پسوند ک برتری ای بر پسوند ه دارد و افزون بر آن که مانند پسوند ه اسم ساز است و اسمی نو می سازد، به دلیل معنای اندکی که در خود دارد، معنی سریع کشیدن را نیز تداعی می کند.
پس پیرنگک: طرحی که کلی و سریع کشیده می‌شود.
گمان میکنیم برابر انگلیسی آن plot باشد.
واژه ی plot را به پیرنگ معنی کرده اند.
پیرنگ به معنای کشیدن خطوط اصلی و نقشه ی اولیه است و ترتیب و توالی را نشان دادن.
پیرنگک هم نرم و خوش ساخت است و هم معنا را به خوبی در بر دارد.


🟪🔶 کاوه آهنگر:
با درود و سپاس از تلاش های ارزشمند شما برای پاسداشت زبان پارسی.
درباره ی گزینش واژه ی "انگاره" بر جای واژه ی "کروکی" باید دانست که "انگاره" برگرفته از ریشه ی "انگاشتن" و خود نزدیک و هم ارز با "پنداشتن" بوده نیز نشانگر پدیده های روانی - پنداری است.
شاید واژه ی "نگاره" با آماج ما سازگارتر باشد.

"نگرجا" هم میتواند جایگزین "کروکی" باشد.


🟪🔶 شما هم پیشنهاد خود را برای هم‌اندیشی و هم‌رسانی به یکی از این دو نشانی بفرستید. نیاز به یادآوری است که هم رسانی پیام‌های رسیده نشانه‌ی پسندش(تایید) آن‌ها نیست.
@New_View
@MajidDorri
ادب‌سار
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه 🟪🔶 فلاح: با درود و تشکر از حساسیت شما. وقتی ترسیمه در اصل خودش دچار مشکله و واژه فارسی نیست دیگه حتی نباید پیسنهاد شه. فرهنگستان بر طبق عملکرد چندی ساله که گواه واژگان پر از ایراد میباشد رفتار می‌کند. به نظر…
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه


🟪🔶 مجید روهنده:

با درود
پیشنهادم رخواره است واسه همتای کروکی. رخ=چهره رخسار
واره=مانند شبیه مثل


🟪🔶 مهدی:
درود بر شما.
به باور من، کروکی در جان خویش، چنین بر می‌آید که نقشه و با کشیدن رگه و خطوط که مقیاس و اندازه را بایسته روا بداریم، بازشناسی می‌شود. پس:
بایستی برای بیننده یک تصوری را به‌آفریند...
بر این پایه؛ «هنداسه نگاره» و یا اندازِه‌انگاره» خوب است...


🟪🔶 حمید ابوفاضلی:
با درود به پیشگاه شما
بجای کروکی «نگاره» بگوییم یا «جای نشان»


🟪🔶 عزیزی:
درود
به جای واژه ی کروکی واژه ی «نگاره» پیشنهاد میشود.
انگاره مفهوم دیگری را میرساند.


🟪🔶 شما هم پیشنهاد خود را برای هم‌اندیشی و هم‌رسانی به یکی از این دو نشانی بفرستید. نیاز به یادآوری است که هم رسانی پیام‌های رسیده نشانه‌ی پسندش(تایید) آن‌ها نیست.
@New_View
@MajidDorri
ادب‌سار
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه 🟪🔶 مجید روهنده: با درود پیشنهادم رخواره است واسه همتای کروکی. رخ=چهره رخسار واره=مانند شبیه مثل 🟪🔶 مهدی: درود بر شما. به باور من، کروکی در جان خویش، چنین بر می‌آید که نقشه و با کشیدن رگه و خطوط که مقیاس…
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه


🟪🔶 اردلان کیوان‌نیا:
با سپاس از شما فرهیخته گرامی، واژه «پنگاشه» را برای واژه «کروکی» پیشنهاد می‌دهم. در شهرهای جنوبی ایران به خصوص بوشهر و دشتستان وقتی نقش‌بندی ساده‌ای بر روی سفال یا حصیربافی با ساقه‌های زمخت نخل انجام می‌شود در اصطلاح خودشان می‌گویند پنگاش زدن یا پنگاشه کاری... منظور همان طرح‌های ساده‌ای است که زده می‌شود. با توجه به این نکته که واژه فرانسوی کروکی به معنای طرح ساده و دم دستی و اسکیس تقریبی از شکل یا طرحی است، به نظر پنگاش زدن یا پنگاشه معنای نزدیکی به معنای اصیل کروکی دارد. بعضی می‌گفتند که بنگاشتن است که در عامیانه پنگاشتن می‌گویند ولی با عقل جور در نمی‌آید چون اگر قرار به دگرگونی هم هست پنگاشتن باید به بنگاشتن تبدیل شود. حتی اگر بنگاشتن هم مورد قبول باشد واژه بنگاش و بنگاشه هم می‌تواند مناسب باشد چون آهنگ و تداعی انگارش و نگارش و انگارش هم دارد‌.
البته و قطعا شما با دانش‌تر و توانمندتر هستید که می‌توانید در ترازو بینش و دانش خود قرار دهید و تشخیص درستی داشته باشید.
با تشکر


🟪🔶 محمدحسین محمدپور:
درود بر شما.
به جای «کروکی»، «نگارینه» را پیشنهاد می کنم.


🟪🔶 ا Am Sa:
کروکی= جانمایه
جانمایی
نخشواره
پیرنگ
نمادیس
نمادیسه


🟪🔶 زکریا:
درود
پیشنهاد من برای جایگزین پارسی "کروکی" واژه های برساخته‌ی "نشان‌برداری" و "برنگار" و "نمانگار" است که همگی از دید من خوش‌آوا و خوش‌ساخت‌اند و چمار "کروکی" را در خود دارند و نیک بازمی‌نمایند.


🟪🔶 شما هم پیشنهاد خود را برای هم‌اندیشی و هم‌رسانی به یکی از این دو نشانی بفرستید. نیاز به یادآوری است که هم رسانی پیام‌های رسیده نشانه‌ی پسندش(تایید) آن‌ها نیست.
@New_View
@MajidDorri
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻قطعاً = سَددرسَد(صددرصد)، بی‌گُمان، بی‌بروبَرگرد، هرآینه، همانا، به‌راستی، پنداری، چُنین، هرگز، به‌هیچ‌روی، آوَر*
🔻قطعی = سَددرسَدی، پایانی، بی‌چون‌وچرا، بی‌بروبَرگرد، بی‌برگشت، برگشت‌ناپذیر، آوَریک(=یقینی)، روشن
🔻غیرقطعی = برگشتنی، بابرگشت، برگشت‌پذیر
🔻به‌طورقطع = سَددرسَد، بی‌گمان، به‌راستی، به‌آوَر

*"آوـر" به چَمِ(معنی) "یقین، یقینا، به‌راستی، به‌تحقیق" است. واژه‌ی "باوَر" نیز کوتاهیده‌ی "به آوَر"(=به یقین) است.

نمونه:
🔺قطعا موفق خواهیم شد =
بی‌گمان پیروز خواهیم شد
سَددرسَد کامروا خواهیم شد

🔺قطعا زیر بار زور نمی‌رویم =
هرگز/به‌هیچ‌روی زیر بار زور نمی‌رویم

🔺این روش قطعا نتیجه می‌دهد =
این روش بی‌بروبَرگرد به بار می‌نشیند

🔺این معامله قطعی است یا غیرقطعی؟ =
این دادوستد بی‌برگشت است یا برگشت‌پذیر؟

🔺این معامله قطعی است =
این سوداگری سَددرسَدی/برگشت‌ناپذیر است

🔺بعد از تحقیقات بسیار، نظر قطعی خود را اعلام کرد =
پس از بررسی‌های بسیار، دیدگاه پایانی خود را آشکار کرد

🔺جمعیت دنیا به‌طورقطع و به یقین، هرسال زیادتر می‌شود =
آمار جهان بی‌گمان و به آوَر، هرسال بیشتر می‌شود

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#قطعا #قطعی #غیرقطعی #غیر_قطعی #به_طور_قطع
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه 🟪🔶 اردلان کیوان‌نیا: با سپاس از شما فرهیخته گرامی، واژه «پنگاشه» را برای واژه «کروکی» پیشنهاد می‌دهم. در شهرهای جنوبی ایران به خصوص بوشهر و دشتستان وقتی نقش‌بندی ساده‌ای بر روی سفال یا حصیربافی با ساقه‌های…
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه


🟪🔶 مجید روهنده:
پیشنهاد دیگرم [پس از رخواره] واسه کروکی واژه رخسایه است.
رخ=روی-چهره-ریخت-دیم (از ریشه دیدن)
سایه=تصویر- reflect
سایه زدن=نقش زدن با مداد
کروکی=رخسایه-چهرسایه-
دیمسایه-ریختسایه

پیشنهاد دیگرم واسه کروکی واژه دیسمانست است که هم معنی با دیمانست(دیم=چهره÷مانست) باشد.
دیس=شکل
مانستن-مان=مانندگی داشتن
مانسته=مدل
دیس مانسته=شبیه شده به شکل اصلی
دیسنمود و دیسنمون نیز در همین مایه‌اند.


🟪🔶 سیاوش اهورا:
با درود و سپاس بیکران به هنر بانوی گرانمایه
در گروه می‌خواندم که برای واژه کروکی بسیاری از دوستان اهل هنر و دبیره ی پارسی بر آن تلاش هستند تا واژه آیی ناب و در اندازه ی پندارانه ی آن بیگانه واژه باشند.
من برای آن واژه، واژه «نگاره‌راه» را بر می گزینم‌ و نقاشی که در راه یا در جاده کشیده میشود.


🟪🔶 بیات:
درود.
شاید "دست_انگاره" کمی بار ذهنی را کمتر و به واقعیت نزدیکتر کند
یا "دست بنگار" یا "دست بنگاره"


🟪🔶 کارون:
به جای کروکی بنویسیم ساده‌نگار


🟪🔶ا Dark night Lucifer:
درود بجای واژه کروکی واژه جای‌نگار رو پیشنهاد میکنم


🟪🔶 احمدرضا مداحی:
درود بر شما، سپاس از کار زیباتون.
به دید من برای جایگزینی کروکی، واژه ی "جای‌نگار یا جانِگار " خوب است.


🟪🔶 شما هم پیشنهاد خود را برای هم‌اندیشی و هم‌رسانی به یکی از این دو نشانی بفرستید.
خواهشمندیم از بازفرستادن واژه‌هایی که پیشتر پیشنهاد و همرسانی شده‌اند، بپرهیزید.
نیاز به یادآوری است که همرسانی پیام‌های رسیده نشانه‌ی پسندش(تایید) آن‌ها نیست.
@New_View
@MajidDorri
ای که داری سینه چون آیینه پاک
گنج‌ها داری تو در این آب و خاک

تا جهانی خیره بر فرهنگ توست
گر به پاسَش دل نبندی ننگ توست!

#فریدون_توللی
#چکامه_پارسی

🌍 @AdabSar
چو دانی که از مرگ خود چاره نیست
ز پیری بَتَر نیز پَتیاره نیست

جَهان را به کوشش چه جویی‌همی
گُلِ زهر خیره چه بویی‌همی

ز تو بازمانَد همین رنجِ تو
به دشمن رسد کوشش و گنجِ تو

ز بهر کسان رنج بر تن نهی
ز کم‌دانشی باشد و ابلهی
#فردوسی

امید که:
انوشه بدی تا بوَد روزْگار


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💐
💐💐

امیدوارم جوانان ما آن‌چنان که باید به زبان‌های دیرین پدران خود راه یابند و به سرچشمه‌های زبان بومی خود برسند و از آبشخورهای باستانی به پارسی جانی و توانی دهند و هم به میانجی کارنامه‌ی درخشان خویش رازی از آن‌ همه رستگاری و کامیابی بر آنان گشوده گردد و زبان بومی ما پارسی از این تنگنا به‌درآید و کار به جایی نرسد که در نوشته‌های ما جز «است» و «نیست» دیگر نشانی از زبان پارسی کهن‌سال آریایی دیده نشود.


✍🏻 #بهرام_فره_وشی

@AdabSar
ادب‌سار
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه 🟪🔶 مجید روهنده: پیشنهاد دیگرم [پس از رخواره] واسه کروکی واژه رخسایه است. رخ=روی-چهره-ریخت-دیم (از ریشه دیدن) سایه=تصویر- reflect سایه زدن=نقش زدن با مداد کروکی=رخسایه-چهرسایه- دیمسایه-ریختسایه پیشنهاد دیگرم…
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه


🟪🔶 نیلوفر آبی:
با درود
والا بانو
برای کروکی: نشان‌واره


🟪🔶 حمید عنبرانی:
درودی بی پایان به همه ی پویندگان زبان پارسی

[ باز اندیشی در پدیدآمدن " یک" یا "رشته ای" از واژگان]
با پدیداری انسان بر زمین، هستی به دوران نویی پا می گذارد چرا که " نگاهی" به هستی افزون شده است. نگریستن به جهانِ نگارین، انگاره هایی( خیالاتی) را در انسان می آفریند.
بدین گونه انگاره ها کم کم به نگره ها( آرا و نظریات) دگردیسی می یابند. در اثر این انگاره ها و نگره ها،نگاره هایی( نقوشی) به دست انسان پدید می آید( نقش در انداختن) و سپس با رویش زبان است که " نگارش" هم به میدان می آید.
این چنین رشته ای پیوسته از واژگانی که ریشه در "نگریستن" دارند و به یکدگر راه می برند رخ نشان داده ، در زبان جایگاه خود را می یابند:
"نگریستن"، "نگره"( نظر ،رای)، " نگرش"( زاویه دید)، " نگاره" ( نقش، نقاشی)، "انگاره" ( با الف مخالف ساز: خیال در ذهن و روان)، "نگار"( نقش)، " نگار گری"( نقاشی کردن)، "نگاشتن"[ چیزی کشیدن، (کاری گیتیانه )] "انگاشتن" [ با الف مخالف ساز: درخیال آوردن، تلقی کردن،(ویژگی مینویی )]، "نگارش"( نوشتن).
همه ی این رشته واژگان ریشه در " نگریستن" دارند و بدین روی " نگرش" انسان کم یابیش در آنها نهفته است.
در پی این بازاندیشی کوتاه، حال برای جایگزینی واژه کروکی دو پیشنهاد دارم:
۱- نگاره، هرچند به نمونه های بیشتری( مصادیق متعدد) اشاره دارد( نقش و تابلو نقاشی و هرنقش و نگاری) ولی در جمله و گفتار روان ترست و کوتاه. [ پلیس از تصادف نگاره برداری کرد، یا دانشجویان معماری از بناها نگاره برداشتند]
۲- نگارک، هرچند به نمونه ی ویژه، کوچک و فردی اشاره دارد ولی در گفتار کمی بلندترست به نظر کمی دشوارتر.


🟪🔶 محسن بزی:
کروکی= آینه، آینگی، آینه‌ای، آینک، آینه‌نما، آینه‌دیس، آینه‌گون، آینه‌سان، آینه‌وش، آینه‌وار، آینه‌سار، آینه‌فام، آینه‌فش، آینه‌آسا
در آینه تصویر اشیا و جانوران منعکس می شود، در کروکی هم مگر غیر این است، تصویر ساده یک صحنه تصادف منعکس می شود.
در بافت سخن و جمله هم کاملا مشخص میشه، منظور «کروکی» است و پس از کاربرد آن ابتدا توسط افسران راهنمایی و رانندگی و کتب درسی و غیردرسی، خدا که می خواهد اگر بندگان خدا هم بخواهند، همانند دیگر برابرنهادهای فرهنگستان قدیم، جایگزین واژه «کروکی» خواهد شد. آیِنِمان(آینه +مان) هم برابرنهاد درخوری است.


🟪🔶 شما هم پیشنهاد خود را برای هم‌اندیشی و هم‌رسانی به یکی از این دو نشانی بفرستید.
خواهشمندیم از بازفرستادن واژه‌هایی که پیشتر پیشنهاد و همرسانی شده‌اند، بپرهیزید.
نیاز به یادآوری است که هم رسانی پیام‌های رسیده نشانه‌ی پسندش(تایید) آن‌ها نیست.
@New_View
@MajidDorri
ادب‌سار
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه 🟪🔶 نیلوفر آبی: با درود والا بانو برای کروکی: نشان‌واره 🟪🔶 حمید عنبرانی: درودی بی پایان به همه ی پویندگان زبان پارسی [ باز اندیشی در پدیدآمدن " یک" یا "رشته ای" از واژگان] با پدیداری انسان بر زمین، هستی به…
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه


🟪🔶 کیومرس:
درود!
پندارم «رویداد نقش» بدون هیچ واژه شکافی زیادی، جایگزینی در خور کروکی بیگانه باشد.


🟪🔶 سلیم:
واژه کروکی به گمان من با نقش زمین در فارسی برابری دارد.
کروکی: نقش زمین یا همان نقشی که بروی زمین می‌کشیم.


🟪🔶 نرگس رازانی:
با درود به جای واژه کروکی واژه پارسی جایگاه راپیشنهاد می نمایم. برای همگان آشنا و کروکی را به ذهن می رساند.


🟪🔶 جواد کسرایی:
سلام .کروکی=نشانک یانشانگر
ترسیمه=نگارش


🟪🔶 ل.ط:
درود برشما
واژه مرکب جانشان، و جانگار، برای واژه کروکی پیشنهاد میشود
باسپاس از شما


🟪🔶 شما هم پیشنهاد خود را برای هم‌اندیشی و هم‌رسانی به یکی از این دو نشانی بفرستید.
خواهشمندیم از بازفرستادن واژه‌هایی که پیشتر پیشنهاد و همرسانی شده‌اند، بپرهیزید.
نیاز به یادآوری است که هم رسانی پیام‌های رسیده نشانه‌ی پسندش(تایید) آن‌ها نیست.
@New_View
@MajidDorri

نیست در عشق تو چون من دّردپّروّردِ دگر
این که دردم را نمی‌دانی بود درد دگر


#سعدالدین_رهایی
#چکامه_پارسی
❄️ @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻کمک = یاوری، یاور، یاری، یار، پشتیبانی، دستگیری، دستیاری، همدستی، همراهی، همراه
🔻کمک به یکدیگر = همیاری
🔻کمک‌دهنده = همیار، دستیار، یاری‌دهنده، یاری‌رسان
🔻کمک‌راننده = شاگردراننده
🔻کمک‌طلبیدن = یاری‌خواستن
🔻کمک‌فنر = یارخیزه
🔻کمک‌کار = یارکار، یاری‌کننده
🔻کمک‌کردن = یاری‌کردن
🔻کمکِ مالی = دستگیری، پشتیبانی پولی

✍️نمونه:
🔺همیشه کمکش بود =
همیشه یاورش/یارش بود

🔺همه‌جا کمکش می‌کرد =
همه‌جا یاری‌اش می‌کرد
همه‌جا پشتیبانی‌اش می‌کرد

🔺هدفش کمک به مسکینان بود =
هدفش یاری به تهیدستان بود
آرمانش دستگیری مستمندان بود

🔺داور با کمک‌داور مشورت کرد =
داور با داوریار رایزنی کرد

🔺با کمک هم «فارسی» را «پارسی» می‌کنیم =
با همراهی هم «فارسی» را «پارسی» می‌کنیم

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کمک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه 🟪🔶 کیومرس: درود! پندارم «رویداد نقش» بدون هیچ واژه شکافی زیادی، جایگزینی در خور کروکی بیگانه باشد. 🟪🔶 سلیم: واژه کروکی به گمان من با نقش زمین در فارسی برابری دارد. کروکی: نقش زمین یا همان نقشی که بروی زمین…
🟪🔶 پویش واژه‌گزینی برای واژه‌ی #کروکی و #ترسیمه


🟪🔶 مجید روهنده:
۱- اگه هانگارین رو بپذیرند معناهای شتاب دادن و آگاه کردن را نیز در خود دارد.

هانگارین= نقش زده شده برای آگاهی
هانگارین=نقش زده شده با شتاب
هانگارین=نقش زده شده در لحظه

۲- با درود
وارنما vaar-nemaa هم همتای خوبی واسه کروکی است.
وار=سان هیئت وضع شکل حالت
نما=نمایش دهنده


🟪🔶 احمد صادقی:
نقشداده برای کروکی
نقش + داده
بیانگر نگاره‌ای که از آن می‌توان به داده (data) دست یافت


🟪🔶 علی صفری سنگانی:
با درود و مهر
بجای کروکی واژه‌های نخشینه یا نخشه و
بجای ترسیمه واژه‌های نگاره یا نمودار پیشنهاد می شود.
پاینده باشید


🟪🔶 احمد ابراهیمیان:
درود و شب خوش
نماجا
نمایَک
دو واژه‌ای که برابر کروکی پسشنهاد می‌دهم.
نمایّک = نمایان کننده کوچک
همچنین ک در پایان نشان دهنده افزار هم می‌تواند باشد.


🟪🔶 علی عرب خزائلی:
درودتان باد بانوی گرانقدر!
از آنجا که《گاه》پسوند مکان و زمان است شاید بتوان《نگارگاه، یا نگاره‌گاه》رو پیشنهاد کرد
باشد که مقبول طبع صاحب نظر شود
سپاس بیکران


🟪🔶 شما هم چنانچه پیشنهاد ویژه‌ای دارید به یکی از این دو نشانی بفرستید ولی از بازفرستادن واژه‌های پیشین بپرهیزید.
نیاز به یادآوری است که هم رسانی پیام‌های رسیده نشانه‌ی پسندش(تایید) آن‌ها نیست.
@New_View
@MajidDorri
ادب‌سار
پویایی هر زبان زمانی آغاز می‌شود که از ایستایی دوری گزیند. «ضیاالدین هاجری» 🖋📋 واژه‌های بیگانه در دستور زبان پارسی            «بخش هشتم»            گردآورنده: #بزرگمهر_صالحی #صفات : فروزه‌ها، فروزگان، زاب‌ها #صفت_از_لحاظ_درجه : زینه‌های فروزه #صفت_بسیط:…
پویایی هر زبان زمانی آغاز می‌شود که از ایستایی دوری گزیند. «ضیاالدین هاجری»


🖋📋 واژه‌های بیگانه در دستور زبان پارسی
           «بخش نهم»
           گردآورنده: #بزرگمهر_صالحی


#ضمایر_مفعولی : نهانه‌های پذیرا
#ضمایر : کَشاک‌ها، نهانه‌ها، جای‌نامها
#ضمه (ضَمه): آواپیش، پیش، نشانه‌ی پیش
#ضمیر_اشاره :نهانه‌ی کشاک، کشاک نَمار
#ضمیر_اضافه (اضافی): کشاک فزایش، فزوده کَشاک

#ضمیر_شخصی : کشاکِ خودی، کشاک کسانه
#ضمیر_شخصی_فاعلی : کشاک پویندگی، نهانه‌ی کسانی پویندگی
#ضمیر_شخصی_مفعولی : کشاک پوییدگی، کشاک کسانی پوییدگی
#ضمیر_فاعلی : نهانه‌ی کار ورزی

#ضمیر_مبهم : نهانه‌ی پوشیده، کشاک پوشیده
#ضمیر_متصل_غیرفاعلی : نهانه‌ی پیوسته‌ی کارورز
#ضمیر_مشترک : نهانه‌ی همباز، کشاک هنباز
#ضمیر_مفعولی : نهانه‌ی پذیرا
#ضمیر_منفصل (مُنفَصِل): نهانه‌ی گسسته

#ضمیر : جانام، جای‌نام، فرانام، پای‌نام
#ظرف : گاهان، آوند
#عاید : بازگردان، بازدهی
#عبارات : گزاره‌ها
#عبارت : فراز، سخن، گزاره

#عدد_اصلی : شماره‌ی بُنیک، شماره‌ی بنیادین
#عدد_ترتیبی : شماره‌ی رده‌یی، شماره‌ی دَهنادی، شمارآرایی
#عدد_توزیعی : شمار بخشیک، شمارِ پخشی
#عدد_کسری : شمار فرایَوت(فرا+یوت)


دنباله دارد
#پارسی_پاک


🖋📋 برجسته‌ترین بازخن‌ها (منابع):
۱- پیوست‌های فرهنگ ساختاری زبان پارسی، ضیاالدین هاجری
۲- فرهنگ نظام با ریشه‌شناسی، محمدعلی داعی‌الاسلام
۳- فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی، محمد حیدری ملایری


📋🖋 @AdabSar
تو دادِ خداوندِ خورشید و ماه
ز مردی مَدان و فزونِ سپاه

چو بر مهتری بگذرد روزْگار
چه در سور میرد چه در کارْزار

تو زیشان مکن گَشّی و برتری
که گر زآهنی بی‌گُمان بگذری

کجا شد فریدون و ضَحّاک و جَم
فراز آمد از باد و شد سوی دَم
#فردوسی

همه آرزویم این که:
دی‌اَت آذراَفروز و فرخنده‌روز


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💐
💐💐

دست بر زلفش زدم شب بود چشمش مست خواب
برقع* از رویش گشودم تا درآید آفتاب

گفتمش خورشید سر زد ماه من بیدار شو
گفت تا من برنخیزم کی برآید آفتاب


سراینده: #شاطرعباس_صبوحی
هنرمند: #علی_اکبر_صادقی
#چکامه_پارسی


*برقع: از پارسی پرده، پردَک
☀️ @AdabSar
2024/10/02 04:20:14
Back to Top
HTML Embed Code: